AT - 14...
تکنيکها و سلاحهاي حزبالله در جنگ 33روزه
در طي جنگ، حزبالله به نحو گستردهاي از تسليحات ضد زره، عليه اهداف زرهي نيروهاي دفاعي اسرائيل و نيروهاي پيادهنظام اسرائيل استفاده کرد. تيم ويژة ضد تانک حزبالله در طول جنگ ماه ژوئيه، متشکل از دو نفر بسيار آموزش ديده در استفاده از سيستمهاي تسليحاتي و دو، سه نفر ديگري بود که از توانايي کمتري در استفاده از تسليحات برخوردار بودند و نقش تأمينکننده و حملکننده را براي ديگران بازي ميکردند. بيشتر رزمندگان متخصص ضد تانک در طول جنگ، بيکار ماندند؛ زيرا در امتداد رودخانة «ليتاني» موضع گرفته بودند؛ چرا که حزبالله انتظار داشت که حملة نيروهاي دفاعي اسرائيل با سرعت و عمق بيشتر از آنچه که در عمل انجام شد، روي دهد. به هر حال، همانگونه که «اندرو اگزوم» تشريح کرده است، تيمهاي عملکنندة ضد تانک، موفقيت چشمگيري داشتند. ستون زرهي اسرائيل در 10 اوت، به سوي منطقة «وادي السلوکي» سرازير شدند؛ درة عميق شماليـ جنوبي که جنوب لبنان را به دو بخش تقسيم ميکند. اين ستون زرهي، با يک فاجعه مواجه شد. چهلوهشت ساعت پيش از آن، به واحد نيروهاي دفاعي اسرائيل دستور داده شده بود که از وادي سلوکي گذشته و شهرک «قندوريه» را به تصرف درآورند، اما دلايل اين امر نامعلوم بود، زماني دستور توقف پيشروي به اين ستونها داده شد که خودروهاي پيشقراول آنها به ته دره رسيده بودند. اين واحد، متعاقب اين امر دور زد و به سمت موقعيتي در غرب «الطيب» حرکت کرد و در ضمن، منتظر دستورات بعدي ماند. تأخير در حرکت نيروهاي دفاعي اسرائيل، به دشمن زمان لازم را داد تا براي دفاع از دره آماده شود. حزبالله تيمهاي ضد تانک خود را به دو طرف دره هدايت کرد و منتظر اقدام مجدد نيروهاي دفاعي اسرائيل ماند.
در نتيجه، زماني که فرمانده هدايت کنندة ستون زرهي، در 12 اوت به پايين دره رسيد، تانک وي توسط يک وسيله انفجاري سنگين تخريب شد. بقية تيم وي نيز زير آتشبار سنگين واحدهاي ضد تانک حزبالله، که در پشت دره پناه گرفته بودند، قرار گرفتند. يازده تانک نيروهاي دفاعي اسرائيل، هدف موشکهاي ضد تانک حزبالله قرار گرفتتند، ضمن اينکه هشت خدمه و چهار سرباز ديگر کشته شدند. تلفات اين جنگ، يکدهم از کل تلفات نيروهاي دفاعي اسرائيل در جنگ ماه ژوئيه بود.
يکي از ناظران بيطرف، بدون اينکه از اين امر خبر داشته باشد ـ كه اين ستون به مدت چهلوهشت ساعت در آنجا نگه داشته شدهاند ـ، اينگونه مطرح کرده است: «فرمانده اين واحد بايد يکي از آشپزهاي نيروهاي دفاعي اسرائيل باشد نه يک فرمانده تانک.»
اما نسبت دادن فاجعة «وادي السلوکي» به بيکفايتي نيروهاي اسرائيلي، در اصل بياعتنايي به موفقيت بزرگ تاکتيکي حزبالله در جنگ ژوئيه خواهد بود؛ يعني استفاده از سلاحهاي متعدد ضد تانک، که بهطور مداوم براي نيروهاي دفاعي اسرائيل حاضر در منطقه، مشکلآفرين بود.
بنابر گزارشهاي اوليه، حزبالله استفادة گستردهاي از راکتهاي ضد تانک كرد و بيش از يکهزار راکت به تانکهاي اسرائيلي و نيروهاي پيادهنظام آن شليک کرد. اسرائيليها هم با موشکهاي قديمي هدايتشوندة ضد تانك ((atgm مواجه بودند؛ مانند: ماليوتکا، فاگوت و کونکورز. هر کدام از آنها از نوع سيستمهاي هدايت سيمي هستند، اما با افزايش شمارة مدلها، پيشرفتهتر، و مؤثرتر استفاده از آنها آسانتر ميشود.
نيروهاي دفاعي اسرائيل همچنين با يک نوع سلاح پيشرفتهتر؛ مانند موشک ضد تانك دوشپرتاب، نشانهگيري چشمي هدايت سيمي توفان (Tow)، موشک AT - 13 Metis-M9M131 مواجه بودند که استفادهکننده از آنها تنها به اين امر نياز دارد که هدف را ردگيري کند و همچنين موشک نوع 9P133 AT - 14Kornet-E که نسل سوم سيستمي است که ميتواند براي حمله به تانکهاي مجهز به زرهپوشهاي واکنشدهنده در برابر مواد منفجره، ساختمانها، و نيروهاي سنگرگرفته استفاده شود. بسياري از اين سيستمها، داراي شماره سريالهايي بودند که نشان ميداد مستقيم از سوريه آمدهاند و برخي ديگر نيز ممکن است از سوي ايران ارائه شده باشند.
سلاحAT-14 نمونهاي مناسب از اين نوع سلاحها با فناوري بالا است که آمريکا ممکن است در آينده در جنگهاي نامتقارن با آنها مواجه شود. اين سلاح ميتواند بر روي يک خودرو نصب شده و يا بهعنوان يک سيستم قابلحمل توسط يک سرباز مورد استفاده قرار گيرد. اين سلاح براي نبردهاي شبانه داراي دوربين گرمايي و ردگيري علائم گرمايي است و موشک آن داراي هدايت زاويه ديد راهبري نيمهخودکار (saclos) است که قابليت هدايت با علائم ليزري را نيز دارا است. برد اسمي اين سلاح دست بالا پنج کيلومتر است و کلاهک ضد تانك با قابليت انفجار بالا (HEAT) براي در هم شکستن تانکهايي به کار ميرود که مجهز به زره واکنشي هستند و همچنين داراي کلاهک مواد منفجره و آتشزا براي استفاده عليه سنگرها و استحکامات هستند. گفته ميشود حداکثر ضريب نفوذ آنها تا هزارودويست ميليمتر است.
ديگر سيستمها شامل نسخة پيشرفتهاي از آرپيجيهاي «105.2» ميليمتري است که به آنها آرپيجي 29 يا ومپاير (خونآشام) نيز گفته ميشود. اين سيستمها، سنگينتر از مدلهاي قبلي بوده و داراي کلاهک دوپشته است. سلاحي دو نفره است که بردي معادل چهارصدوپنجاه متر داشته و داراي نارنجک 5/4 کيلوگرمي است که ميتواند براي حمله به زرهپوشها، سنگرهاي زيرزميني و ساختمانها به کار رود. برخي از نسخههاي آن به دوربين ديد در شب نيز مجهز هستند.
نيروهاي دفاعي اسرائيل، اغلب شاهد بودند که اين سلاحها با مهارت تاکتيکي با ميزان اشتباه فني پايين، مورد استفاده قرار ميگيرند و به همان آساني مورد استفاده قرار ميگيرند که نسل سوم AT – GM استفاده ميشوند. اين سلاحها خسارت جدي به ساختمانها و زرهپوشها وارد ميکنند. حزبالله همچنين اثبات کرد ميتواند از همان شيوة هجومي استفاده کند که معمولاً در کمينهاي صورت گرفته در عراق براي شليک گلولههاي فراوان به يک هدف در آن واحد استفاده ميشود. مبارزان حزبالله علاوهبر استفاده از سلاحهاي AT – GM خود عليه اهداف زرهي، از آنها به صورت بسيار مؤثري عليه تجمع پيادهنظام و ساختمانهاي محلي استفاده کردند.
مهمتر از همه اينکه حزبالله، همچنين مهارت قابل توجهي در استفاده از سلاحهاي نسل قديم ضد تانك، نشان داد؛ گرچه اين مهارت اغلب با آتش تهاجمي انواع مختلف تسليحات به اهدافي همراه بود که از يک نقطة معين عبور ميکردند؛ بهخصوص زماني که اين آتشبار در بردهاي بلند صورت ميگرفت.
نيروهاي زرهي اسرائيل در مواجهه با اين نوع شيوهها، با مشکلات مواجه بودند. يکي از مشکلات مهم اين بود که از تانکها خواسته شده بود در مناطق دشوار به خودي خود عمل کنند. تانکها در اين مناطق، زماني مؤثرتر کار خواهند کرد كه اگر از سوي پيادهنظام، يگان مهندسي، و توپخانه حمايت شوند.
منابع نيروهاي دفاعي اسرائيل، در نخست تخمين زدند که دستهکم پانصد گلولة AT – GM در طول درگيري شليک شده است. آنها گزارش دادند که در کل تعداد شصت خودرو از انواع مختلف زرهي تا 11 اوت 2006، هدف قرار گرفته است. (گزارشها دربارة اينکه همة اين زرهپوشها، تانک بودهاند اشتباه است.) بيشتر اين خودروهاي زرهي به سرعت در ميدان نبرد تعمير شده و خدمت خود را از سرگرفتند. تنها پنج الي شش نوع خودروي زرهي بهطور دائمي از کار افتادند.
اگر چه برخي منابع به سادگي از نابودي بيست تانک، سخن ميگويند، اما ديگر منابع جزئيات کار را به شرح زير ارائه کردهاند:
(1) تانکهاي حاضر: 400 دستگاه؛
(2) تانکهاي هدف قرارگرفته: 48 دستگاه (اين برآورد بر اساس گزارشهايي است که در آنها کمتر از چند ده تانک هدف قرار گرفتهاند.)
(3) تانکهاي آسيب ديده: 40 دستگاه؛
(4) تانکهاي منهدم شده: 20 دستگاه؛
(5) تانکهاي نابود شده: بيش از 5 دستگاه؛ (اين برآورد بر اساس گزارشهايي است که در آن ها کمتر از چند ده تانک هدف قرار گرفتهاند.)
(6) شمار خدمة کشته شده: 30 دستگاه
گزارشهاي ثانويه ارائه کنندة آمار متفاوتي بود. برخي از برآوردها شمار موشکهاي ضد تانك AT – GM و راکتهاي ضد تانك سنگين را بيش از هزار قبضه عنوان کردهاند. بنابر تحقيقي که از سوي «آلون بن ديويد» ارائه شده است، نيروهاي دفاعي اسرائيل، پس از آتشبس نتيجه گرفتند که حدود چهلوپنجدرصد از تانکهاي اصلي رزمي اسرائيل که از سوي موشکهاي AT – GM هدف قرار گرفته بودند، بهنوعي منهدم شده است. در کل پانصد تانک مرکاوا به منطقه اعزام شدند که دقيقاً پنج دستگاه از آنها توسط مينهايي که در قسمت زيرين تانک بودند، منفجر شده و با استفاده از تاکتيکهاي آسيبشناسي تانک نابود شدند. حدود پنجاه تانك مرکاواي نسل دو، سه و چهار هدف قرار گرفتند که بيستويك دستگاه آنها منهدم شدند. يازده مورد از اين انهدامها، کشتهاي به همراه نداشت، اما ده مورد انهدام ديگر، موجب كشته شدن بيستوسه خدمة تانک شدند. موشکهاي ضد تانك AT – GM همچنين تلفات سنگيني به پيادهنظام وارد کردند؛ بهخصوص وقتي که برخي از نيروهاي ذخيرة ارتش اسرائيل، داخل ساختماني گرفتار شده بودند و آن ساختمان هدف يک موشک AT – GM قرار گرفت.
يکي از تحليلگران برجستة دفاعي اسرائيل، توضيحات زير را درباره تأثير AT – GMها و ديگر سلاحهاي ضد تانك حزبالله ارائه کرده است.
«ما ميدانستيم که اين سازمان، داراي راکتهاي پيشرفتة ضد تانك است و اطلاعات نظامي نيروهاي دفاعي اسرائيل، حتي توانسته بود به يک نمونه از آن راکتها دست يابد. همچنين فهميده بوديم که حزبالله مشغول سنگربندي واحدهاي ضد تانك است. به هر حال نتوانستيم اهميت استقرار گستردة اين نوع تسليحات را درک کنيم.»
نتيجه اين شد که موشکهاي ضد تانك، به عامل اصلي تلفات نيروهاي دفاعي اسرائيل بدل شدند و تقريباً همة تلفاتي که يگان زرهي داد و بسياري از تلفات يگان پيادهنظام، بهخاطر اين موشکها بود. بيشتر سربازان پيادهنظام عوض آنکه توسط درگيري رودررو کشته شوند، بهخاطر سلاحهاي ضد تانك کشته شدند. بسياري از سربازان پياده نظام که زندگي خود را بهخاطر سلاحهاي ضد تانك از دست دادند در ساختمانهاي روستايي وارد شده بودند و راکتها با عبور از ديوار موجب مرگ آنها شدند.
حزبالله در اين جنگ از هفت نوع راکت استفاده کرد. چهار نمونه از آنها، از نوع پيشرفتهترين راکتهاي موجود بودند و همگي توسط روسيه توليد و به سوريه فروخته شده بودند. پيشرفتهترين راکت ميتواند زره فولادي به قطر هفتاد سانتيمتر تا يك متر و بيست سانتيمتر را سوراخ کند. بعد از اين که زره شکافته شد، کلاهک دوم در داخل تانک منفجر ميشود. اطلاعات نظامي ارتش اسرائيل، يکي از اين راکتها را به دست آورد و متوجه شد که حزبالله مشغول سنگربندي واحدهاي ضد تانك است. به هر حال نيروهاي دفاعي اسرائيل به شكل مناسبي براي اين تحولات آماده نشده بودند.
چهار تانک اسرائيلي نيز به مينهاي بزرگ کار گذاشته شده در زمين برخورد کردند. همة دوازده سرنشين سه تانک، که از زره زيرين برخوردار نبودند، جان خود را از دست دادند. تانک چهارم داراي زره زيرين تانک بود که از شش خدمة آن تنها يک نفر کشته شد.
موشکهاي ضد تانك به چهلوشش تانک و چهارده خودروي زرهي ديگر اصابت کردند. در همة اين حملات، تنها پانزده تانک سوراخ شده و پنج خودروي زرهي ديگر آسيب ديدند. بيست سرباز، جان خود را از دست دادند که پانزده نفر از آنها خدمة تانک بودند. دو سرباز ديگر عضو يگان زرهي، که بدن آنها در تيررس قرار گرفت، کشته شدند. در ديگر نقطه؛ يعني «وادي السلوکي»، حزبالله عمليات کمين موفقيتآميزي ترتيب داد و يازده تانک را هدف قرار داد. موشکها زره سه تانک را شکافتند که در دو تانک، هفت سرباز يگان زرهي کشته شدند، دو تانک ديگر نيز از حرکت باز ايستادند.
ابهامات مهمي در اين آمار و ارقام و نتيجهاي که بايد از آنها گرفت، وجود دارد. ديگر مشکل در ارزيابي تأثيرات چنين تسليحاتي، اين است که نيروهاي دفاعي اسرائيل در امتداد خطوط پيشروي که حزبالله عملاً پنج هفته وقت آمادهسازي براي کمين آن را داشت، حرکت کنْد و نامنظمي داشتند. هيچ آمار و اطلاعاتي در اينباره در دست نيست، که چه تعداد موشک و از چه نوع، ناتوان ماندند و چهقدر درگيري در مناطق شهري و يا نقاط مهم اتفاق افتاد. هر سيستم زرهپوشي آسيبپذير است و بيشتر به کيفيت مانور و حمايت بستگي دارد. گذشته از اين، مسائلي در اينباره مطرح ميشود که چه تعداد از تلفات نيروهاي دفاعي اسرائيل بهخاطر نبود حمايتهاي زرهي بهوجود آمده است. در شرايط حاضر، درس عبرت گرفتن، آسانتر از حمايت از اين آمارها يا واقعيتها است.
اتفاقي که براي سلاحهاي ضد تانك اسرائيل پيش آمد، نگراني عمدهاي براي جنگ آينده بهوجود آورده است. در طول جنگ لبنان، نيروهاي حزبالله يک موشک ضد تانك سالم از نوع «رافائل اسپايک» از اسرائيل به غنيمت گرفتند. اين موشک اسپايک، در نوک خود وسيلهاي دارد که به آن قابليت آتشافکني و سوراخکنندگي ميدهد. نيروهاي دفاعي اسرائيل به دنبال اين امر، ابراز نگراني کردند که ممكن است اين سلاح به ايران منتقل شود و در آنجا براي بهينهسازي موشکهاي ضد تانك AT–GM ايران و بهينهسازي تدابير مقابلهاي عليه سلاحهاي ضد تانك خانوادة اسپايک شود.
يکي از واکنشهايي که خدمههاي زرهي براي تاکتيکهاي ضد تانك حزبالله به کار بستند، استفاده از گلولههايي بود که صنايع نظامي اسرائيل آن ها را توسعه داده بودند. گلولههاي ضد نفر و ضد اجسام صدوپنج ميليمتري براي تانکهاي اصلي رزمي مرکاوا هستند که شاهد نخستين کاربرد گستردة آنها در ميدانهاي نبرد برابر اقدامات ضد تانك حزبالله بوديم.
در واکنش به موفقيتهاي حزبالله در طول جنگ، نيروهاي دفاعي اسرائيل پس از جنگ اعلام کردند که مرکاواي پنج به سيستم زره فعال «تراپي» مجهز ميشود. اين سيستم زماني که بهطور کامل عملياتي شود، ميتواند تهديدي را که به سمت تانک در حرکت است، شناسايي کرده و پيش از اثر، آن تهديد را نابود کند.
منبع: ماهنامه امتداد



نظرات (0 ارسال شد):
نظر خود را ارسال کنید