براي اسراييلي ها هم برنامه داريم
مصاحبه ای خواندنی با معاون اجرایی دفتر المنار در تهران جناب آقای آقاي «حكم امهز» پیرامون کارکرد این شبکه و نقش آن در سطح لبنان و جهان
امروزه رسانهها كاركردهاي متعددي يافتهاند و ديگر ابزاري صرفا براي سرگرمي يا اطلاعرساني نيستند. آنها نقشي تعيينكننده در معادلات سياسي، امنيتي و نظامي دارند. بدون ترديد يكي از مهمترين نمونهها براي اين موضوع شبكه ماهوارهاي « المنار» است كه در طول قريب به دو دهه فعاليت خود نقش مهم و غيرقابلانكاري در موفقيتهاي حزبا... لبنان و حتي جبهه مقاومت اسلامي داشته است. براي آگاهي بيشتر از اين نقشآفريني به سراغ آقاي «حكم امهز» رفتيم. او كه بهتازگي به سمت معاون اجرايي دفتر المنار در تهران منصوب شده، داراي مدرك فوق ليسانس جامعهشناسي سياسيست و سابقهاي درخشان در المنار دارد؛ از جمله دبير تحريريه ،خبرنگار اين شبكه در عراق به هنگام حمله آمريكا و.... مصاحبه با حكم امهضر درحالي كه تازه سه روز بوديادگيري زبان فارسي را آغاز كرده بود، جذابيتها و نكات فراواني داشت؛ خصوصا آن لحظه كه سخن از حاج عماد مغنيه به ميان آمد و يا بحث شبكههاي ايراني مطرح شد كه به رسم امانت از بيان آنها معذوريم.
براي شروع اگر ممكن است از چگونگي تأسيس شبكه المنار قدري صحبت بفرماييد.
المنار در سال 1991 با تلاش تعدادي از جوانان حزبا... به شكل كاملا ابتدايي شروع بهكار كرد. آن زمان با وسايل كاملا ساده و قديمي كار مي كردند. به اين ترتيب كه مثلا بخشهاي خبري بدون تصوير ارائه مي شدند، شخص مجري مقابل دوربين حاضر ميشد و اخبار را از روي كاغذ مقابل خود قرائت مي كرد. دليل آن هم نبودن نيروي متخصص در شروع كار بود. مطلب مهم ديگري نيز وجود داشت؛ در آن زمان تلويزيون اسلامي در كار نبود و شبكه المنار در حقيقت مؤسس و مبدع شيوه تلويزيونداري اسلامي در عالم عربي است. البته ايران، پيش از آن، تلويزيون اسلامي داشت و از ما جلوتر بود، اما اين تلويزيون صرفا براي مخاطبان فارسي زبان بود. المنار اين باب را به روي عربزبانان گشود. مي دانيم مخاطب عرب، متفاوت و بسيار گستردهتر نسبت به فارسيزبانان است. بعد از اين مرحله، المنار گامبهگام پيشرفت تا اين كه در تابستان سال 1992 با حمله شديد اسراييل به جنوب لبنان مواجه شديم. اين جنگ، اهميت كار رسانهاي مخصوصا رسانه مجاهد را اثبات كرد. در آن مرحله، رسانه مدافع مقاومت در لبنان وجود نداشت و تنها رسانه طرف دار ما، شبكههاي ايراني بودند كه پيام آنها هم به دليل تفاوت زبان به گوش لبنانيها و عربها نمي رسيد. در اين شرايط، موضوع رسانه اختصاصي مقاومت اهميت دوچندان پيدا كرد. تقريبا دو سال بعد يعني در سال 1994 حكومت لبنان تصميم گرفت كه بهدليل شرايط خاص جامعه، پخش اخبار و برنامههاي سياسي در همه شبكهها ممنوع شود. دقيقا در همان ايام، مقاومت بنا داشت عمليات بسيار مهمي را در منطقهاي استراتژيك اجرا كند. سابق بر آن، روال اينگونه بود كه بعد از هر عمليات، المنار ابتدا خبر آن را پخش مي كرد و سپس به پخش مارش و سرودهاي نظامي اقدام مي كرد، اما در اين شرايط ما امكان پخش اين قبيل برنامهها را نداشتيم؛ لذا دست به يك فريب رسانهاي زديم كه تاكنون بهعنوان يك راز در ميان بوده است و من در اين جا براي اولين بار از آن پرده برمي دارم. فريب رسانهاي ما بدين شكل بود كه اقدام به پخش برنامه زندهاي كرديم كه بينندگان با شبكه تماس مي گرفتند و نظرات خود را بيان مي كردند، اما در لابهلاي آن، اخبار ما را هم مي خواندند؛ مثلا مي گفتند: با تشكر از رزمندگان مقاومت كه اكنون تانكي را در فلان منطقه منهدم كردند يا درود بر مجاهديني كه در فلان منطقه 20 سرباز اسراييلي را به هلاكت رساندند. در واقع اين متنهايي بود كه توسط خود ما تنظيم و در قالب تماس تلفني پخش مي شد. البته بهدليل عدم پخش اخبار مقاومت، بين مردم نگراني و اضطراب بهوجود آمده بود؛ لذا، ما كار ديگري هم انجام داديم و آن نصب بلندگو بر فراز مساجد و روي وانتهايي بود كه در سطح مناطق مختلف به گردش درمي آمدند و به اين شكل نيز اخبار خود را به گوش مردم مي رسانديم. البته اين شيوه، شيوه ضعيفي بود و همين هم تأكيدي دوباره بر اهميت رسانه مقاومت است. بعد از اين ما شروع به پخش تصاوير عملياتهاي مقاومت مي كرديم و در كنار آن به تحليل آنها و بيان نقاط قوت جبهه نبرد مي پرداختيم. المنار از اين نقطه شروع كرد و گامبهگام جلو رفت؛ تا آن جا كه امروز آن را از شبكههاي برتر جهان عرب مي دانند و حتي در زمانهاي خاص مثل عملياتها و برنامههاي مقاومت، پربينندهترين شبكه عربي دنياست.
يعني حتي جلوتر از الجزيره و شبكههاي مشابه آن؟
ببينيد، اين موضوع احتياج به توضيح بيشتر دارد. بين سالهاي 1991 تا 2000 المنار فقط براي داخل لبنان پخش مي شد و از سال 2000 و در اثناي عمليات آزادي بود كه پخش ماهوارهاي آن آغاز شد و در آن ايام، بدون رقيب، شبكه اول عربها بود. اما امروزه المنار بيشتر رويكرد سياسي و عمومي دارد و موضوعات تفريحياي كه در ديگر شبكههاي عربي رايج است با اين رويكرد همخواني ندارد؛ خصوصا با نگرش اسلامي و مقاومتي كه بر آن حاكم است؛ لذا در اين زمينه امكان سبقت از آن شبكهها وجود ندارد. اما در زمينه مسائل سياسي، خود را جلودار مي دانيم و در نظرسنجيهايي كه در ميان اعراب صورت گرفته، ما هميشه در ميان پنج شبكه اول قرار داشتهايم.
شما اشاره كرديد كه بهغير از فعاليتهاي سياسي و خبري در زمينههاي عمومي هم برنامه داريد. ممكن است در اينباره بيشتر توضيح دهيد؟
طبيعتا ما بر روي برنامههاي هدفمند و قابل استفاده براي مردم در زمينههاي تربيتي و اجتماعي تمركز كردهايم. ما در المنار به مباني اسلامي پايبند هستيم و در ميان خروجيهاي ما برنامههاي تفريحي موهن يا برنامههايي كه در آن غنا و مسائل حرام باشد، وجود ندارد. البته بنا به طبيعت كار رسانه، برنامههاي تفريحي داريم، اما تفريحي سودمند مثل: مسابقات، برنامههاي طنز و... علاوه برآن، برنامههاي پزشكي، فرهنگي و تربيتي هم وجود دارد. ما سريال هم پخش مي كنيم. در اين جا علاقمندم به نكتهاي اشاره كنم؛ شبكه المنار به ميزان قابل توجهي زبان گويايي است براي برخي فيلمها و سريالهاي ايراني. مثلا سريال «يوسف پيامبر» در ايران از اهميت بالايي برخوردار بود كه فرصت خودنمايي در بيرون از دايره فارسيزبانان را پيدا نكرد، اما وقتي كه در المنار نمايش داده شد، همه چيز تغيير كرد و الان به زبانهاي انگليسي، فرانسوي، اسپانيولي و... نيز دوبله شده است. همينطور سريال «مريم مقدس» كه وقتي توسط المنار روي آنتن رفت، به زبانهاي مختلف، ترجمه و در بسياري از شبكههاي عربي زبان پخش شد و حتي در حال حاضر از شبكه otv متعلق به ميشل عون (از رهبران مسيحيان لبنان) در حال پخش است.
برنامههاي شما 24 ساعته است؟
بله، ما 24 ساعته و به طور شبانهروزي فعال هستيم.
چه طيفهايي از جامعه لبنان، مخاطب و گروه هدف شما هستند؟
ما در لبنان 18 طايفه داريم از مسلمان و مسيحي. تجربه زندگي در چنين جامعهاي در طول سالهاي متمادي به ما ياد داده كه بايد همه را مخاطب خود بدانيم. ما نه فقط طوائف كه همه گروههاي سياسي را هم مخاطب خود مي دانيم. به همين خاطر، نام المنار در لبنان با احترام و تأثيرگذاري همراه است. بد نيست بدانيد بعضي مسئولين، يا فعالان سياسي خصوصا مخالفين ما، كنفرانس خبري خود را شروع نمي كنند مگر اين كه خبرنگار المنار حضور داشته باشد – البته من به اسامي آنها اشارهاي نمي كنم چون درست نيست - ما نه فقط طيف هاي گوناگون لبناني را پوشش مي دهيم بلكه ساكنان اسراييل هم مخاطبين ما هستند. آنها لحظه به لحظه و بهطور 24 ساعته المنار را رصد مي كنند.
شما برنامههاي خاصي براي شيعيان لبنان نداريد؟
درست است كه المنار مخاطب عام دارد، اما بالاخره متعلق به شيعيان است. ما براي مناسبتهاي اسلامي برنامه داريم. در ايام رمضان هر شب برنامه ويژه داريم. در ماه محرم بهطور زنده مراسمات عزاداري را پخش مي كنيم. بهغير از اين، پخش مجالس سخنراني مانند بيانات سيد حسن نصرا... و ديگر علما، همچنين سخنراني علماي اهل تسنن درباره اهل بيت(ع) را هم در برنامههايمان داريم. برنامههايي درباره فتاواي علماي شيعه و پاسخگويي به احكام داريم. شخصيتهاي بزرگ شيعه، ائمه اطهار، امام خميني و مراجع عظام و اين اواخر ويژهبرنامههاي ارتحال علامه فضلا... از ديگر موضوعات برنامههايمان است.
با توجه به اختلافات قومي و مذهبي در لبنان، شما چگونه به مسائل اختلافي مي پردازيد؟
روي زمين انساني نيست مگر آن كه با او نقاط اشتراكي وجود دارد، حتي افراد مخالف. بايد انسانها را با اين نقاط مشترك مخاطب قرار داد. اما در مورد نقاط اختلافي، سعي مي كنيم از آنها فاصله بگيريم. ما پيامي داريم كه بايد به گوش انسانها برسانيم؛ لذا وظيفه ماست كه با دوري از آن چه اختلافآفرين است، پيام خود را انتقال دهيم. در اين موضوع با اين كه المنار شبكه اي است كه دنبال- كنندگاناصلي آن شيعيان هستند، اما همه لبنانيها و بهطور مشخص حدود 75 درصد مسيحيها آنرا دنبال مي كنند. در زمان پخش اخبار، بينندگان زيادي داريم، برخي از آنها حتي برنامههاي ماه محرم را تماشا مي كنند. البته اين استقبال در دهه 90 كه ما در ابتداي كار بوديم، وجود نداشت. يكبار كه همراه جمعي از دوستان شبكه به دفتر يكي از وزراي مسيحي رفتيم، در دفتر او و محل حضور همكارانش متوجه شديم كه شبكه المنار را تماشا مي كنند و هنگامي كه تعجب ما را ديدند، يكي از آنها گفت: «فكر نكنيد المنار فقط براي شماست براي ما هم هست.» قبلا دستگاههاي تبليغاتي دشمن يك تصوير تيره و تار از شيعيان لبنان و ساكنان جنوب ارائه مي دادند كه به آن جا نزديك نشويد لولو دارد! اما از وقتي المنار در سراسر دنيا پخش شد و انديشه مقاومت و مباني تفكرات شيعي را بيان كرد، حقايق آشكار شد و اوضاع خيلي تغيير كرد. حتي در جهان عرب ما را به وصفهاي مشخصي مي خواندند و نگاه درستي به ما نداشتند اما در سال 2000 و پس از آن در «حرب تموز» اين نگاه بهطور آشكار تغيير كرد. بنابراين ما بر روي نقاط مشترك تأكيد كرده، مسائل اختلافي را رها مي كنيم.
تأثير المنار بر موفقيتهاي سالهاي اخير حزبا... چه بوده است، خصوصا در جنگ تبليغاتي بين شما و صهيونيستها؟
اين موضوع مهم و مفصلي است كه بايد آن را از 1991 بررسي كنيم. در آن سال، مقاومت براي اولين بار عملياتهايش را بهوسيله دوربين به تصوير مي كشيد و همانطور كه اشاره كردم، آن را بهوسيله كارشناسان، بررسي و تحليل مي كرديم. به اين وسيله هم به افزايش انگيزههاي رزمندگان كمك مي كرديم و هم در بدنه اجتماعي مقاومت، شور و هيجان مثبت ايجاد مي شد. از طرف ديگر، تضعيف روحيه دشمن را به همراه داشت. يادم مي آيد كه مقاومت، عمليات مهمي داشت. در موقعيتي به نام «سجد» كه مجاهدين موفق شدند با به هلاكت رساندن چند اسراييلي، آن منطقه را فتح كنند. در همان روز ما قطعه فيلمي را پخش كرديم كه نشان مي داد نيروهايمان به آن موقعيت رسيده اند، اما دشمن اعلام كرد كه مقاومت به آن منطقه فقط نزديك شده، اما نتوانسته آنرا فتح كند. فرداي آن روز ما فيلم رزمندگان، در حاليكه در محل آن پايگاه حضور داشتند را پخش كرديم. اين يك جنگ تمامعيار رسانهاي بود. امثال اين ماجرا بارها تكرار شد تا آن جا كه مسئولين و رسانههاي اسراييلي به سيدحسن لقب «وعد الصادق» دادند. ما از اوايل دهه 90، با رصد تلويزيون اسراييل، بعد از ترجمه، بخشي از آنها را پخش مي كرديم كه موضوع آن ناراحتي يا گريه كردن سربازان و خانوادههايشان در اثر زخمي شدن يا كشته شدن نيروهايشان بود. به اين ترتيب، نشان مي داديم كه دشمن چقدر خوار و ضعيف است؛ در حالي كه ما در مقاومت به شهدايمان افتخار مي كنيم. اين يك نتيجه عالي داشت؛ چرا كه از سويي، باعث يأس و نااميدي در اردوگاه دشمن مي شد - آنها در جاهايي اعتراف كردند كه اينگونه برنامه ها ما را آزار مي داد؛ حتي در دوره اي شبكههاي اسراييلي از پخش سخنان نصرا... منع شدند - و از سوي ديگر، اميد را به ميان نيروهاي مجاهد مي آورد. حزب ا... امروز در ترجمه به زبان عبري بسيار پيشرفت كرده و علاوه بر تلويزيون از راديو، نشريات و اينترنت هم براي مقابله استفاده مي كنيم.
در چه كشورهايي خبرنگار و دفتر داريد؟
از آنجايي كه سياست ما مقابله با دشمن معلومالحال اسراييلي است، بسياري از كشورهاي غربي مثل آمريكا و دوستان اروپايياش تصميم به ممنوعيت پخش المنار در ماهوارههاي غربي گرفتند. حتي آمريكا اعلام كرد كساني كه در المنار كار مي كنند در ليست تروريستها هستند، لذا داشتن خبرنگار در آن جا براي ما ممنوع است. در فرانسه مشكلات جدي داريم و نيز در بسياري از كشورهاي ديگر كه از بردن نام آنها معذورم. ما در يك تحريم رسانهاي بهسر مي بريم.
در ايران چطور؟
ما در ايران دفتر داريم.
فقط در ايران؟
طبيعتا خير، اما اجازه دهيد به دليل مسائل سياسي و امنيتي بيش از اين چيزي نگويم. بهطور مختصر اين كه ما در يك تحريم رسانهاي بهسر مي بريم، اما اين ماجراي تازهاي نيست، اتفاقي است كه چندي پيش هم براي شبكه العالم نيز رخ داد. اين يك قاعده است كه هركس آمريكا از او خوشش نيايد بايد سانسور شود.
با شبكههاي ديگر هم ارتباط داريد؟
بله، مانند العالم و الكوثر. البته نه فقط شبكههاي ايراني كه با بسياري از شبكه ها ارتباط داريم، چه شبكههاي جهان اسلام و چه غير آن.
اگر موافق باشيد به جنگ 33 روزه و فعاليتهاي المنار در آن ايام بپردازيم. گويا در اوايل جنگ، ساختمان شبكه بمباران و منهدم شد؟
اسراييليها به دفعات در سالهاي گذشته اعلام كرده بودند كه المنار يكي از مواضع مهم مقاومت و حتي خط مقدم آن است. روشن است كه رسانه از مهمترين ابزار جنگ است؛ لذا ما از قبل مي دانستيم كه اگر روزي جنگ شود، اسراييل ساختمان ما را منهدم خواهد كرد و براي آن برنامهريزي كرده بوديم. از ابتداي جنگ هم مدام ما را تهديد مي كردند. خيلي از اين نكاتي كه مي گويم براي اولين بار است كه بيان مي شود؛ آن شبي كه ساختمان شبكه را بمباران كردند، من دبير تحريريه بودم و با احتساب نيروهاي امنيتي، 23 جوان در شبكه حضور داشتند و مشغول فعاليت بودند. بمباران باعث شده بود كه خروجيهاي اضطراري ساختمان هم مسدود شود، گرد و غبار فضا را پر كرده بود، اما المنار همچنان پخش مي شد. در همان هنگام كه شدت بمباران خيلي زياد شد، مفر كوچكي پيدا كرديم كه براي تهويه هوا بود و از طريق آن خارج شديم و در حالي كه بالاي سر ما هواپيماهاي جنگي و جاسوسي دشمن در حال پرواز بودند، به دفتر پخش احتياطي منتقل شديم كه از قبل براي چنين روزي در نظرگرفته بوديم. در واقع پخش شبكه فقط براي چند ثانيه قطع شد كه آنهم براي عمليات فني انتقال بود نه بهخاطر بمباران. البته همين چند ثانيه دشمن را به اشتباه انداخت كه المنار تمام شد، اما ما بلافاصله روي آنتن آمديم و اعلام كرديم كه ساختمان شبكه منهدم شده و ما به مكان ديگري منتقل شدهايم. قطعا اگر آنهم منهدم مي شد، به جاي ديگري مي رفتيم و همينطور دهها دفتر و مكان داشتيم. المنار قطع نشد و انشاءا... نخواهد نشد.
چقدر زمان برد تا به آن دفتر برسيد؟
به اين شكل نبود كه كار معطل ما باشد، بلكه تيم ديگري در آن جا منتظر و آماده بودند و با يك تماس تلفني كار خود را شروع كردند.
اسراييل مكان احتياطي شما را پيدا نكرد؟
آنها خيلي تلاش كردند، اما موفق نشدند. ما را تعقيب مي كردند و به دنبال دفتر بودند. ما مجبور بوديم تغييره چهره دهيم و لباس مبدل بپوشيم؛ حتي بعضي برادران ما لباس زنانه مي پوشيدند و به آن مكان مي آمدند. هواپيماهاي جاسوسي اسراييل مدام در حال پرواز بر فراز بيروت بودند، لذا ما گاهي مجبور بوديم ساعت ها در جايي مخفي شويم تا آنها دور شوند و بعد از آن به مسيرمان ادامه دهيم. شرايط خيلي سختي بود. من بهخاطر بعد مسافت منزلمان تا دفتر احتياطي، پاهايم تاول زد و اين اتفاق براي برادران ديگر هم رخ داد. اما نجات و پيروزي از جانب خدا شامل حالمان شد و جالب است بدانيد همين ماجرا باعث شد روحيه مجاهدان و مردم بالا برود؛ حتي مي شود گفت خوشحالي مردم از پخش مجدد المنار كمتر از شادي آنان از موفقيتهاي نظامي در جنگ نبود.
آيا در اين بمباران شهيد هم داشتيد؟
دو مجروح داشتيم، اما بحمدا... كسي شهيد نشد. آن چه دوست دارم بگويم موضوعي است كه خدا شاهد آن است؛ من در اثناي بمباران به حالت جوانان دقت مي كردم. در چهره هيچكدامشان ذرهاي ترس و نگراني نديدم. در ميان آنها آرامش خاصي حاكم بود و اين بحث مطرح بود كه تا كي در ساختمان شبكه بمانيم. در اين ميان، مدير اخبار پيشنهاد داد كه بهتر است پنج نفر شهادتطلب بمانند و بقيه بروند؛ لذا خود ايشان، بنده، يك مجري معروف به نام علي مسمار و دو جوان ديگر مانديم و بقيه رفتند تا وقتي كه حملات، خيلي شديد شد كه ديگر ماندن را مفيد ندانستيم و در آخرين لحظات موفق شديم از آن جا خارج شويم.
نكتهاي باقي مانده كه علاقهمند باشيد آن را بيان بفرماييد؟
نكتهي ويژهاي كه خاطرم هست، پوشش سخنان سيدحسن نصرا... بود كه روحيه رزمندگان را بهشدت افزايش داد و همچنين برنامههايي كه براي اسراييليها پخش مي كرديم و رعب و وحشت در ميان آنها بهوجود مي آورد. ما در آن ايام سرودهاي حماسي بسياري هم پخش مي كرديم. در يكچنين جنگي بايد از تمام توان تبليغاتي خود استفاده كرد. همانطور كه دشمن در ميدان جنگ اين كار را كرد. مطلب مهم ديگر اين كه رهبر معظم انقلاب در يكي از سخنرانيهايشان 11 دقيقه درباره المنار صحبت كردند كه اين براي ما خيلي شيرين بود. جمله معروفي هم سيدحسن نصرا... دارد كه بعد از آزادي جنوب لبنان گفت: «لولا المنار لضاع الانتصار»، اگر المنار نبود اين موفقيت بزرگ به چشم نمي آمد
هفته نامه پنجره



نظرات (0 ارسال شد):
نظر خود را ارسال کنید