خانه | حاج رضوان | خاطرات | خاطرات ناب از عماد مقاومت / 7

خاطرات ناب از عماد مقاومت / 7

image

آخر هم مزد خود را از سه ‌ساله ابا‌عبدالله گرفت.


... شب شهادتش به زیارت حضرت رقیه می‌رود، در عزاداری حرم شرکت می‌کند، غذای نذری هم می‌خورد و بعد هم در جلسه شرکت می‌کند و آخرش هم... راستی آن شب، شب شهادت رقیه بود. بسیار پایبند مستحبات به‌خصوص زیارت عاشورا بود و آنرا می‌خواند. علاقه‌ی خاصی هم به امام حسین«ع» و حضرت رقیه«س» داشت و هرگاه که سوریه می‌رفت حتما به زیارت ایشان می‌شتافت.

©»»»


حاج عماد هنگامی که قصد سوار‌ شدن به خودرویش را داشت متوجه خودروی مشکوکی که پشت ماشینش پارک بود شد، اما دیگر دیر شده بود. سرویس‌های امنیتی چندین کشور غربی دنبالش بودند، صبح و شب. بار‌ها هم جاهای مختلف دنیا اقدام به ترور او کردند اما هیچ‌گاه موفق نبودند. آخرین‌بار در محله کفرسوسه در دمشق بود. این‌بار همه آمده بودند؛ آمریکایی‌ها، اروپایی‌ها، موساد و حتی عرب‌ها. ماشین در یک کشور اروپایی با نظارت سیا بمب‌گذاری می‌شود و از آنجا به سوریه منتقل می‌گردد. کشور های عربی محل جلسه را لو داده بودند و موساد بمب را منفجر کرد.

  • email ارسال ایمیل به دوست
  • print پرینت نسخه
  • Plain text متن کشف