عماد مقاومت، ملک الموت اسراییل در حیات و ممات
«پيشگويان به بيراهه رفتند» اين جملهاي است كه يكي از فرماندهان مقاومت با لبخند در جواب سئوال ما درمورد زمان گرفتن انتقام خون حاج عماد بيان ميدارد و گمانه زنيها و تحليلهاي مطبوعات غربي و اسراييلي درباره زمان واكنش حزبالله بهعمليات ترور سردار دو پيروزي؛ شهيد عماد مغنيه را به تمسخر ميگيرد.
وقتي حاج رضوان بر انتخاب عنوان «الوعد الصادق» براي عمليات حماسي به اسارت گرفتن سربازان اسراييل در سال 2006 اصرار ميورزيد، بهخوبي ميدانست كه حداقل كاري است كه براي اداي دين به سيد مقاومت، به پيشوا و رهبرش يعني سيد حسن نصرالله انجام ميدهد، اما او آن روز فكر نميكرد كه سيد پس از شهادت وي بلافاصله پشت تريبون رفته، ضمن اعلان خبرشهادت يار و همسنگر جهادي خود عرض ارادت حاج عماد را با بهترين درودها پاسخ خواهد گفت. نصرالله در ادامه سخن از گرفتن انتقام شهيد مغنيه ميگويد: «خون عماد مغنيه اعلان خبر فروپاشي رژيم غاصب صهيونيستي است.»
مطمئنا ترور فرمانده جهادي مقاومت از سوي رژيم صهيونيستي دستاورد امنيتي بزرگي براي آنها بهشمار ميرفت و از سوي ديگر ضربه سختي بود براي مقاومت، اما اين مقاومت كه راه جهاد و شهادت را در پيش گرفته، بهلطف خون شهدا و تلاشهاي رهبران و سربازان گمنامش به نهادي مقتدر تبديل شده كه در خرمن آن محصول مهارت و تجربه بر روي هم انبان شده است. مقاومت در داغ فراق ستاره چندين و چند ساله آسمان جهادش سينه چاك ميزند، اما اين تلخي فراق آن را بر آن ميدارد كه هرچه زودتر از شوك حادثه خارج شده و درصدد جبران اين ضايعه اسفناك برآيد. مدرسهاي كه حاج عماد بر كرسي معلمي آن تكيه ميزد، اكنون فرماندهان و مبارزاني را به جامعه مقاومت تحويل داده است كه هريك بهنوبه خود مهرهاي بيبديل بهشمار ميروند؛ پس بدينترتيب بايد گفت كه جنگ حالا حالاها ادامه دارد و بلكه تازه اول كارزار است.
تصميم حزبالله مشخص است و جاي هيچ حرف و حديثي در حتمي بودن آن باقي نيست. بيشك ترور حاج رضوان (لقبي كه در حزبالله به عماد مغنيه اختصاص داشت) مسئلهاي نيست كه بيپاسخ بماند. اما سئوال اينجاست كه كي؟ و چگونه؟ باز هم طبق روال هميشگي حزبالله ميخواهد اين مسئله حساس را بيسر و صدا و مخفيانه اجرا كند. پس دشمن حالا حالاها بايد گوش بهزنگ باشد و لرزه خون حاج عماد همچنان بايد در تن آنها باقي باشد. مقاومت در اين زمينه يد طولايي دارد و قدرت واكنش و انتقام آن بر هيچكسي پوشيده نيست، اما مطمئنا براي شهيد برجسته و بيهمتايي چون حاج رضوان بايد پاسخ و واكنش بيسابقه و دندانشكني نيز داده شود. آنچه بيش از هر چيز ديگري در كارنامه مقاومت خودنمايي ميكند، پس از توكل به خدا برنامهريزي دقيق، شناسايي كامل اهداف، شجاعت، ابتكار در انتخاب بهترين و در عينحال ناشناختهترين راه است. حزبالله براي نيل به چنين اهدافي خود را متوسل به هر راهي نمي شود «ما القاعده نيستيم كه مثلا گاهي يك خودرو و گاهي هم يك مركز تجاري را منفجر كنيم.» ما با يك ارتش متجاوز روبهرو هستيم و چه بسا عملياتهاي مهمي كه بهخاطر حفظ جان شهروندان و حتي فرزند يكي از مزدوران در لحظه آخر آن را بهتعويق انداختهايم و اين در حالي است كه زحمات زيادي براي اين عملياتها كشيده شده بود. ارزشها و موازين شرعي اسلام سنگبناي عملياتها و فعاليتهاي ما را تشكيل ميدهد و پايبندي به اين اصول همواره رمز پيروزي و رستگاري بوده است.
مراكز غربي و اسراييلي و به تبع آنها برخي رسانههاي عربي تلاش دارند تا مقاومت و طرفداران آن را محك بزنند، در همين راستا مثلا اعلام ميكنند كه حزبالله در فلان تاريخ و يا با ترور فلان شخصيت، انتقام خون حاج عماد را خواهد گرفت. اينها مصداق همان مثل «تيري در تاريكي انداختن» و بازي كردن با احساسات برخي طرفداران مقاومت است تا بعدا اعلام كنند كه حزبالله نتوانست بهوعده خود وفا كند. اما پر واضح است كه رهبران مقاومت و در رأس آنها سيد حسن نصرالله خيلي عميق تر از اين حرفها هستند كه در چنين دامهاي آشكاري گرفتار شوند، بلكه بارها اعلام كردهاند كه بازي فعلا ادامه دارد و بيشك دشمن بهاي اين جنايت خود را خواهد پرداخت و مطمئنا پاسخ دندانشكني هم دريافت خواهد كرد. اما همين گوش بهزنگ بودن هم بخشي از همان بها است، چراكه ارتش، محافل امنيتي، سفارتخانهها، رسانهها و افكارعمومي اين رژيم همچنان نگران هزينههاي سياسي، اقتصادي و رواني اين انتقام هستند و مقاومت همچون هميشه در كمال سكوت، دقت، توكل و ابتكار بهكار خود ادامه ميدهد و رهبران اين جنبش بيصبرانه منتظر فرا رسيدن لحظه اداي دين به حاج رضوان رهبر الهام بخش و باوفاي خود هستند كه توانست قطار مقاومت را بهدرستي بر روي ريل جهاد و ايثار بهراه انداخته و چراغ مكتب پيروزيبخش خود را براي هميشه تاريخ فروزان باقي گذارد.
آنهايي كه با شيوه تفكر و فعاليت جهادي جنبش حزبالله آشنايي دارند، بهخوبي ميدانند كه رهبران مقاومت در راه اجراي برنامهها و انجام مأموريتهاي خود به خبرسازي رسانهها و مسابقه مطبوعات و روزنامهها بر سر سناريونويسي براي واكنش به ترور شهيد عماد مغنيه اهميتي نميدهند، چراكه ميدانند بسياري از اين تحليلها و قلمزنيها در راستاي جنگ رواني عليه مقاومت صورت گرفته و از سازمانهاي اطلاعاتي غرب و بهويژه سازمان موساد و سيا سرچشمه ميگيرد. آنها با اين عروسكگردانيهاي خود ميخواهند دست مقاومت و رسانههاي وابسته به آن را بخوانند.
جنبش حزبالله بهمرحله جديدي با نام «محو اسراييل از عرصه وجود» گام نهاد. عليرغم قدمت اين شعار در ادبيات مقاومت كه به روزگار تأسيس آن برميگردد، اما حادثه ترور حاج رضوان عرصه رونمايي از اندوخته شجاعت سياسي و قدرت تاريخي حزبالله براي عبور از خطوط و مرزهاي ممنوعه در گفتمان سياسي و رسانهاي و استفاده از اين لحظه تاريخي براي بيان ناگفتههاي باطن ملتهاي اسلامي بود كه در يك جمله گران سنگ «نابودي اسراييل غاصب» تجلي پيدا كرده است. شايد اين جملات خوشايند برخي نباشد، اما بههرحال مقاومت پيروزمندي خود را در لبنان و غزه به نمايش گذاشته است و اكنون ميتواند همگام با افزايش قدرت و تعدد پيروزيهاي خود و از سوي ديگر، شكست دشمن و تضعيف ارتش آن، عرصه منازعه را وسعت بخشد.
اما همين كارشناسان و تحليلگران بر اين نكته تأكيد دارند كه در قاموس مقاومت و تفكر رهبران آن، عبارتي به نام «انتقام شخصي» برخاسته از احساسات و واكنشهاي لحظهاي و نمايشي و يا گرفتار شدن در دام تبليغات رسانهاي و باتلاق جنگ رواني، يافت نميشود. مقاومت خود يك راهكار و تفكر است و از همين رو، همانطوري كه الگوي اين رهبر جهادي بزرگ نشان داد، مقاومت همواره درد، غم، خشم و انزجار خود را به فرصت، برنامه و زمينهاي براي ساختن نتيجهاي قوي تبديل كرده است. شتابزدگي و تعيين زمان و شعارزدگي و اصرار بر تهديدهاي رسانهاي براي اين جنبش معنايي ندارد. بلكه بهجاي آن كسب آمادگي بر طبق آيه «و اعدوا لهم ماستطعتم من قوه» و شناسايي نقاط ضعف دشمن و راههاي نفوذ به آن از جمله مواردي است كه در ليست برنامههاي اين جنبش ديده ميشود.
عليرغم اينكه حاج رضوان رهبري گمنام و از لحاظ سيما براي ملتهاي مقاوم و حتي اعضاي حزبالله ناشناخته بود، اما بهمحض اعلان خبر شهادت «عماد فايز مغنيه» زلزله شديدي از احساسات و عواطف مردم و عشق و علاقه آنها به الگوي جوانان انقلابي و مقاوم در سراسر جهان اسلام و حتي در ميان ديگر ملتهاي داراي سوابق انقلابي بهوقوع پيوست. اين «مرد در سايه» كه فكر و ذكر سازمانهاي امنيتي و اطلاعاتي غرب و رژيم صهيونيستي را بهخود معطوف كرده و در دوران حيات خود ارتشهاي آنها را به استيصال كشانده و پوچ و بياساس بودن تمامي نظريههاي امنيتي و ادعاهاي آنها را ثابت كرده بود، پس از شهادتش به الگو و اسوه تمامي آن كساني تبديل شد كه در زمان حيات وي او را نميشناختند. جوانان انقلابي بسياري از كشورهاي جهان به شكل باورنكردني بهسوي «جادوگر مقاومت و معمار پيروزيهاي آن» جذب شدند و تنها تصوير چاپ شده پس از شهادت وي به نماد تفكر، احساسات و رؤياهاي ملتها تبديل شد و نامش بهكلمه رمز مرحله فروپاشي غده سرطاني كاشته شده در دل امت اسلامي بدل گشت. آيا جاي تعجب ندارد كه چگونه جوانان مسلمان عرب، ايراني و حتي جوانان ديگر جوامع در تماسهاي مستقيم و غيرمستقيم با حزبالله خواستار اجراي عمليات شهادتطلبانه عليه پايگاهها، سفارتخانهها و اهداف صهيونيستي و آمريكايي در كشورهاي خود شدند تا بدين ترتيب انتقام خون شهيد عماد مغنيه را بازستانند؟ اما حزبالله ضمن ارج نهادن به احساسات پاك اين جوانان از هرگونه واكنش احساساتي و اجراي عمليات بيبرنامه كه ممكن بود آب به آسياب دشمن بريزد، خودداري كرد.
بدين ترتيب، روح عماد مغنيه همانند دوران حيات وي سايه ي به سايه جنايتكاران صهيونيست حركت ميكند. آنها ميخواهند از دست وي بهكجا فرار كنند؟! اكنون روح عماد مغنيه در جسم جوانان مبارز فلسطيني در غزه تجلي يافته است كه هر روز برنامه جديد، موشك جديد و شبكههاي ارتباطي و شاهكارهاي جديدتري را ابداع ميكنند. روح حاج رضوان دست از سر اشغالگران آمريكايي در عراق و افغانستان برنميدارد، آنها او را بهخوبي ميشناسند و چندينبار تجربه سخت شكست از او را تجربه كردهاند. برخي تحليلگران صهيونيستي خيلي زود بهعمق ماجرا پي برده و اعلام كردند كه ترور مغنيه بزرگترين حماقت تاريخ رژيم صهيونيستي بود، چراكه ما را اسير خون او كرد. اما ديگر پشيماني سودي ندارد، حاج رضوان نشان پر افتخار شهادت را بر سينه خود نصب كرده و به آرزوي چندين و چند ساله خود رنگ واقعيت بخشيده است. او قبل از شهادت خود هر كاري را كه دلش ميخواست كرد و از هيچ ترفندي عليه دشمن دريغ نكرد. آنها بهخيال باطل خود فكر ميكردند كه با ترور وي شيشه عمر مقاومت را شكستهاند، اما بار ديگر از او رودست خوردند. آنها اكنون ميبينند كه انديشهها و برنامههاي او به بار نشسته است. او زمانيكه عزم سفر به ملكوت اعلي و همنشيني با ديگر ياران شهيدش را كرد، اين مسئوليت سنگين را به دوش همرزمان و شاگردان جوانش گذاشت تا در داغ فراق او بسوزند، اما با ادامه راه او، آينده مقاومت و وطن خود را بسازند و همواره با افتخار از تلمذ در محضر او بگويند. چنين بود كه دبيركل جنبش حزبالله با همان صراحت و صداقت معمولش گفت: «خون اين شهيد بزرگوار سناريوي نابودي و محو اسراييل از عرصه وجود را كليد خواهد زد، ما اين جنايت را بيپاسخ نخواهيم گذاشت و پاسخ سختي به آن خواهيم داد، اما بيش از يكبار هم به آن پاسخ نخواهيم داد و اين انتقام بزرگ چيزي نخواهد بود جز پيروزي نهايي الهي - تاريخي و مطمئنا اين پيروزي حتما حتما حتما محقق خواهد شد، انشاءالله.»
* معاون فرهنگي دفتر حزبالله لبنان در تهران
كمال افتخار
بيانيه حزب الله
به مناسبت شهادت عماد
اين حزب با كمال افتخار شهادت فرمانده بزرگ مقاومت اسلامي لبنان را اعلام مي كند. عماد مغنيه معروف به حاج رضوان پس از يك عمر مبارزه و مجاهدت و فداكاري به دست صهيونيست ها به شهادت رسيد. اين شهيد بزرگ همواره هدف صهيونيست ها و مستكبران بود كه طي بيش از 20 سال مي كوشيدند او را ترور كنند. صهيونيست ها مي دانند كه مبارزه ما با آنان طولاني و خون شهيدان موجب تداوم و تقويت هر چه بيشتر راه مقاومت خواهد شد؛ همان گونه كه پيش از اين با شهادت سيد عباس موسوي، دبيركل فقيد حزب ا...، و شيخ راغب حرب، دبيركل اسبق حزبا...، اين راه بيش از پيش تقويت شد. راه جهادي شهيد عماد مغنيه را تا تحقق پيروزي كامل ادامه خواهيم داد. حزبا... شهادت عماد مغنيه را به خانواده بزرگوارش و تمامي هم رزمان مبارز و مجاهد وي تهنيت و تسليت مي گويد
شاگرد مدرسه عماد
دكتر رمضان شلح عبدالله*
بهرغم خلاء بزرگي كه نبود شهيد عماد مغنيه بهوجود آورده اما اكنون حضور او را در همه جاي مقاومت ميتوان مشاهده كرد. عماد مغنيه يك مدرسه مبارزاتي بود كه من افتخار آن را داشتم كه بسيار از آن بياموزم. روزي فرا خواهد رسيد كه جايگاه واقعي اين اسطوره را در تاريخ مبارزه ما با رژيم صهيونيستي همه بدانند. من با حاج عماد بعد از شهادت دكتر فتحي شقاقي آشنا شدم و طي بيش از 10 سال كه اين ارتباط گستردهتر شد، او را بهترين يار و برادر و وفادارترين دوست براي مقاومت فلسطين يافتم. او هيچگاه از تقديم حمايت به مقاومت فلسطين ترديد نميكرد. مغنيه از جمله اشخاص نادري بود كه هر انساني در طول زندگي خود ميتواند با آنها برخورد داشته باشد. عماد بسيار بيشتر از برخي فلسطينيان، فلسطيني بود. از اولين روزهاي انتفاضه دوم تمام هم و غم او اين بود كه چگونه ميتوان از مقاومت فلسطين حمايت كرد و ابزارهاي جديدي در اختيار آنها قرارداد. من در طول زندگيام هيچ فردي را همانند شهيد مغنيه از خود گذشته و متواضع نديدم. ما نبود مغنيه را درجنگ غزه بهخوبي احساس كرديم زيرا مرد ميدان و شكستدهنده همه مشكلات را از دست داده بوديم ولي اطمينان داشتيم غزهاي كه مجلس ترحيم عماد را برگزار كرد و شهادتش را بزرگ داشت، شكست نخواهد خورد و همين اتفاق هم افتاد. او فردي فرا مذهب بود؛ يعني تمام مرزهاي شيعه و سني را پشت سر گذاشته بود؛ او از همه سنيتر و از همه شيعهتر بود. اما تمامي اين گرايشها را زير چتر وحدت انجام ميداد؛ چراكه معتقد بود همه در مبارزه با دشمن در يك سنگر قرار داريم.
*دبيركل جهاد اسلامي فلسطين
|
|


