:::: Haj rezvan ::::: براي اسراييلي ها هم برنامه داريم براي اسراييلي ها هم برنامه داريم ================================================================================ misagh on 27/05/1389 07:00:16 امروزه رسانه‎ها كاركردهاي متعددي يافته‎اند و ديگر ابزاري صرفا براي سرگرمي يا اطلاع‎رساني نيستند. آن‎ها نقشي تعيين‎كننده در معادلات سياسي، امنيتي و نظامي دارند. بدون ترديد يكي از مهم‎ترين نمونه‎ها براي اين موضوع شبكه ماهواره‎اي « المنار» است كه در طول قريب به دو دهه فعاليت خود نقش مهم و غيرقابل‎انكاري در موفقيت‎هاي حزب‎ا... لبنان و حتي جبهه مقاومت اسلامي داشته است. براي آگاهي بيشتر از اين نقش‎آفريني به سراغ آقاي «حكم امهز» رفتيم. او كه به‎تازگي به سمت معاون اجرايي دفتر المنار در تهران منصوب شده‎، داراي مدرك فوق ليسانس جامعه‎شناسي سياسي‎ست و سابقه‎اي درخشان در المنار دارد؛ از جمله دبير تحريريه ،خبرنگار اين شبكه در عراق به هنگام حمله آمريكا و.... مصاحبه با حكم امهضر درحالي كه تازه سه روز بوديادگيري زبان فارسي را آغاز كرده بود، جذابيت‎ها و نكات فراواني داشت؛ خصوصا آن لحظه كه سخن از حاج عماد مغنيه به ميان آمد و يا بحث شبكه‎هاي ايراني مطرح شد كه به رسم امانت از بيان آن‎ها معذوريم. براي شروع اگر ممكن است از چگونگي تأسيس شبكه‎ المنار قدري صحبت بفرماييد. المنار در سال 1991 با تلاش تعدادي از جوانان حزب‎‎ا... به شكل كاملا ابتدايي شروع به‎كار كرد. آن زمان با وسايل كاملا ساده و قديمي كار مي كردند. به اين ترتيب كه مثلا بخش‎‎هاي خبري بدون تصوير ارائه مي شدند، شخص مجري مقابل دوربين حاضر مي‎شد و اخبار را از روي كاغذ مقابل خود قرائت مي كرد. دليل آن هم نبودن نيروي متخصص در شروع كار بود. مطلب مهم ديگري نيز وجود داشت؛ در آن زمان تلويزيون اسلامي در كار نبود و شبكه المنار در حقيقت مؤسس و مبدع شيوه‎ تلويزيون‎داري اسلامي در عالم عربي است. البته ايران، پيش از آن، تلويزيون اسلامي داشت و از ما جلوتر بود، اما اين تلويزيون صرفا براي مخاطبان فارسي زبان بود. المنار اين باب را به روي عرب‎زبانان گشود. مي دانيم مخاطب عرب، متفاوت و بسيار گسترده‎تر نسبت به فارسي‎زبانان است. بعد از اين مرحله، المنار گام‎به‎گام پيش‎رفت تا اين كه در تابستان سال 1992 با حمله‎ شديد اسراييل به جنوب لبنان مواجه شديم. اين جنگ، اهميت كار رسانه‎اي مخصوصا رسانه مجاهد را اثبات كرد. در آن مرحله، رسانه‎ مدافع مقاومت در لبنان وجود نداشت و تنها رسانه طرف ‎دار ما، شبكه‎هاي ايراني بودند كه پيام آن‎ها هم به دليل تفاوت زبان به گوش لبناني‎ها و عرب‎ها نمي رسيد. در اين شرايط، موضوع رسانه‎ اختصاصي مقاومت اهميت دوچندان پيدا كرد. تقريبا دو سال بعد يعني در سال 1994 حكومت لبنان تصميم گرفت كه به‎دليل شرايط خاص جامعه، پخش اخبار و برنامه‎هاي سياسي در همه‎ شبكه‎ها ممنوع شود. دقيقا در همان ايام، مقاومت بنا داشت عمليات بسيار مهمي را در منطقه‎اي استراتژيك اجرا كند. سابق بر آن، روال اين‎گونه بود كه بعد از هر عمليات، المنار ابتدا خبر آن ‎را پخش مي كرد و سپس به پخش مارش و سرودهاي نظامي اقدام مي كرد، اما در اين شرايط ما امكان پخش اين قبيل برنامه‎ها را نداشتيم؛ لذا دست به يك فريب رسانه‎اي زديم كه تاكنون به‎عنوان يك راز در ميان بوده است و من در اين جا براي اولين بار از آن پرده برمي دارم. فريب رسانه‎اي ما بدين شكل بود كه اقدام به پخش برنامه زنده‎اي كرديم كه بينندگان با شبكه تماس مي گرفتند و نظرات خود را بيان مي كردند، اما در لابه‎لاي آن، اخبار ما را هم مي خواندند؛ مثلا مي گفتند: با تشكر از رزمندگان مقاومت كه اكنون تانكي را در فلان منطقه منهدم كردند يا درود بر مجاهديني كه در فلان منطقه 20 سرباز اسراييلي را به هلاكت رساندند. در واقع اين متن‎هايي بود كه توسط خود ما تنظيم و در قالب تماس تلفني پخش مي شد. البته به‎دليل عدم پخش اخبار مقاومت، بين مردم نگراني و اضطراب به‎وجود آمده بود؛ لذا، ما كار ديگري هم انجام داديم و آن نصب بلندگو بر فراز مساجد و روي وانت‎هايي بود كه در سطح مناطق مختلف به گردش درمي آمدند و به اين شكل نيز اخبار خود را به گوش مردم مي رسانديم. البته اين شيوه، شيوه‎ ضعيفي بود و همين هم تأكيدي دوباره بر اهميت رسانه‎‎ مقاومت است. بعد از اين ما شروع به پخش تصاوير عمليات‎هاي مقاومت مي كرديم و در كنار آن به تحليل آن‎ها و بيان نقاط قوت جبهه‎ نبرد مي پرداختيم. المنار از اين نقطه شروع كرد و گام‎به‎گام جلو رفت؛ تا آن جا كه امروز آن را از شبكه‎هاي برتر جهان عرب مي دانند و حتي در زمان‎هاي خاص مثل عمليات‎ها و برنامه‎هاي مقاومت، پربيننده‎ترين شبكه‎ عربي دنياست. يعني حتي جلوتر از الجزيره و شبكه‎هاي مشابه آن؟ ببينيد، اين موضوع احتياج به توضيح بيشتر دارد. بين سال‎هاي 1991 تا 2000 المنار فقط براي داخل لبنان پخش مي شد و از سال 2000 و در اثناي عمليات آزادي بود كه پخش ماهواره‎اي آن آغاز شد و در آن ايام، بدون رقيب، شبكه‎ اول عرب‎ها بود. اما امروزه المنار بيشتر رويكرد سياسي و عمومي دارد و موضوعات تفريحي‎اي كه در ديگر شبكه‎هاي عربي رايج است با اين رويكرد هم‎خواني ندارد؛ خصوصا با نگرش اسلامي و مقاومتي كه بر آن حاكم است؛ لذا در اين زمينه امكان سبقت از آن شبكه‎ها وجود ندارد. اما در زمينه‎ مسائل سياسي، خود را جلودار مي دانيم و در نظرسنجي‎هايي كه در ميان اعراب صورت گرفته، ما هميشه در ميان پنج شبكه اول قرار داشته‎ايم. شما اشاره كرديد كه به‎غير از فعاليت‎هاي سياسي و خبري در زمينه‎هاي عمومي هم برنامه داريد. ممكن است در اين‎باره بيشتر توضيح دهيد؟ طبيعتا ما بر روي برنامه‎هاي هدف‎مند و قابل استفاده براي مردم در زمينه‎هاي تربيتي و اجتماعي تمركز كرده‎ايم. ما در المنار به مباني اسلامي پايبند هستيم و در ميان خروجي‎هاي ما برنامه‎هاي تفريحي موهن يا برنامه‎هايي كه در آن غنا و مسائل حرام باشد، وجود ندارد. البته بنا به طبيعت كار رسانه، برنامه‎هاي تفريحي داريم، اما تفريحي سودمند مثل: مسابقات، برنامه‎هاي طنز و... علاوه برآن، برنامه‎هاي پزشكي، فرهنگي و تربيتي هم وجود دارد. ما سريال هم پخش مي كنيم. در اين جا علاقمندم به نكته‎اي اشاره كنم؛ شبكه‎ المنار به ميزان قابل توجهي زبان گويايي است براي برخي فيلم‎ها و سريال‎هاي ايراني. مثلا سريال «يوسف پيامبر» در ايران از اهميت بالايي برخوردار بود كه فرصت خودنمايي در بيرون از دايره‎ فارسي‎زبانان را پيدا نكرد، اما وقتي كه در المنار نمايش داده شد، همه چيز تغيير كرد و الان به زبان‎هاي انگليسي، فرانسوي، اسپانيولي و... نيز دوبله شده است. همين‎طور سريال «مريم مقدس» كه وقتي توسط المنار روي آنتن رفت، به زبان‎هاي مختلف، ترجمه و در بسياري از شبكه‎هاي عربي زبان پخش شد و حتي در حال حاضر از شبكه otv متعلق به ميشل عون (از رهبران مسيحيان لبنان) در حال پخش است. برنامه‎هاي شما 24 ساعته است؟ بله، ما 24 ساعته و به طور شبانه‎روزي فعال هستيم. چه طيف‎هايي از جامعه لبنان، مخاطب و گروه هدف شما هستند؟ ما در لبنان 18 طايفه داريم از مسلمان و مسيحي. تجربه‎ زندگي در چنين جامعه‎اي در طول سال‎هاي متمادي به ما ياد داده كه بايد همه را مخاطب خود بدانيم. ما نه فقط طوائف كه همه‎ گروه‎هاي سياسي را هم مخاطب خود مي دانيم. به همين خاطر، نام المنار در لبنان با احترام و تأثيرگذاري همراه است. بد نيست بدانيد بعضي مسئولين، يا فعالان سياسي خصوصا مخالفين ما، كنفرانس خبري خود را شروع نمي كنند مگر اين كه خبرنگار المنار حضور داشته باشد – البته من به اسامي آن‎ها اشاره‎اي نمي كنم چون درست نيست - ما نه فقط طيف هاي گوناگون لبناني را پوشش مي دهيم بلكه ساكنان اسراييل هم مخاطبين ما هستند. آن‎ها لحظه به لحظه و به‎طور 24 ساعته المنار را رصد مي كنند. شما برنامه‎هاي خاصي براي شيعيان لبنان نداريد؟ درست است كه المنار مخاطب عام دارد، اما بالاخره متعلق به شيعيان است. ما براي مناسبت‎هاي اسلامي برنامه داريم. در ايام رمضان هر شب برنامه ويژه داريم. در ماه محرم به‎طور زنده مراسمات عزاداري را پخش مي كنيم. به‎غير از اين، پخش مجالس سخنراني مانند بيانات سيد حسن نصرا... و ديگر علما، همچنين سخنراني علماي اهل تسنن درباره‎ اهل بيت(ع) را هم در برنامه‎هاي‎مان داريم. برنامه‎هايي درباره‎ فتاواي علماي شيعه و پاسخگويي به احكام داريم. شخصيت‎هاي بزرگ شيعه، ائمه اطهار، امام خميني و مراجع عظام و اين اواخر ويژه‎برنامه‎هاي ارتحال علامه فضل‎ا... از ديگر موضوعات برنامه‎هاي‎مان است. با توجه به اختلافات قومي و مذهبي در لبنان، شما چگونه به مسائل اختلافي مي پردازيد؟ روي زمين انساني نيست مگر آن كه با او نقاط اشتراكي وجود دارد، حتي افراد مخالف. بايد انسان‎ها را با اين نقاط مشترك مخاطب قرار داد. اما در مورد نقاط اختلافي، سعي مي كنيم از آن‎ها فاصله بگيريم. ما پيامي داريم كه بايد به گوش انسان‎ها برسانيم؛ لذا وظيفه ماست كه با دوري از آن چه اختلاف‎آفرين است، پيام خود را انتقال دهيم. در اين موضوع با اين كه المنار شبكه اي است كه دنبال- كنندگان‎اصلي آن شيعيان هستند، اما همه‎ لبناني‎ها و به‎طور مشخص حدود 75 درصد مسيحي‎ها آن‎را دنبال مي كنند. در زمان پخش اخبار، بينندگان زيادي داريم، برخي از آن‎ها حتي برنامه‎هاي ماه محرم را تماشا مي كنند. البته اين استقبال در دهه 90 كه ما در ابتداي كار بوديم، وجود نداشت. يك‎بار كه همراه جمعي از دوستان شبكه به دفتر يكي از وزراي مسيحي رفتيم، در دفتر او و محل حضور همكارانش متوجه شديم كه شبكه المنار را تماشا مي كنند و هنگامي كه تعجب ما را ديدند، يكي از آن‎ها گفت: «فكر نكنيد المنار فقط براي شماست براي ما هم هست.» قبلا دستگاه‎هاي تبليغاتي دشمن يك تصوير تيره و تار از شيعيان لبنان و ساكنان جنوب ارائه مي دادند كه به آن جا نزديك نشويد لولو دارد! اما از وقتي المنار در سراسر دنيا پخش شد و انديشه‎ مقاومت و مباني تفكرات شيعي را بيان كرد، حقايق آشكار شد و اوضاع خيلي تغيير كرد. حتي در جهان عرب ما را به وصف‎هاي مشخصي مي خواندند و نگاه درستي به ما نداشتند اما در سال 2000 و پس از آن در «حرب تموز» اين نگاه به‎طور آشكار تغيير كرد. بنابراين ما بر روي نقاط مشترك تأكيد كرده، مسائل اختلافي را رها مي كنيم. تأثير المنار بر موفقيت‎هاي سال‎هاي اخير حزب‎ا... چه بوده است، خصوصا در جنگ تبليغاتي بين شما و صهيونيست‎ها؟ اين موضوع مهم و مفصلي است كه بايد آن‎ را از 1991 بررسي كنيم. در آن سال، مقاومت براي اولين بار عمليات‎هايش را به‎وسيله دوربين به تصوير مي كشيد و همان‎طور كه اشاره كردم، آن ‎را به‎وسيله كارشناسان، بررسي و تحليل مي كرديم. به اين وسيله هم به افزايش انگيزه‎هاي رزمندگان كمك مي كرديم و هم در بدنه‎ اجتماعي مقاومت، شور و هيجان مثبت ايجاد مي شد. از طرف ديگر، تضعيف روحيه‎ دشمن را به همراه داشت. يادم مي آيد كه مقاومت، عمليات مهمي داشت. در موقعيتي به نام «سجد» كه مجاهدين موفق شدند با به هلاكت رساندن چند اسراييلي، آن منطقه را فتح كنند. در همان‎ روز ما قطعه فيلمي را پخش كرديم كه نشان مي داد نيروهاي‎مان به آن موقعيت رسيده اند، اما دشمن اعلام كرد كه مقاومت به آن منطقه فقط نزديك شده، اما نتوانسته آن‎را فتح كند. فرداي آن روز ما فيلم رزمندگان، در حالي‎كه در محل آن پايگاه حضور داشتند را پخش كرديم. اين يك جنگ تمام‎عيار رسانه‎اي بود. امثال اين ماجرا بارها تكرار شد تا آن جا كه مسئولين و رسانه‎هاي اسراييلي به سيدحسن لقب «وعد الصادق» دادند. ما از اوايل دهه‎ 90، با رصد تلويزيون اسراييل، بعد از ترجمه‎، بخشي از آن‎ها را پخش مي كرديم كه موضوع آن ناراحتي يا گريه كردن سربازان و خانواده‎هاي‎شان در اثر زخمي شدن يا كشته شدن نيروهاي‎شان بود. به اين ترتيب، نشان مي داديم كه دشمن چقدر خوار و ضعيف است؛ در حالي كه ما در مقاومت به شهداي‎مان افتخار مي كنيم. اين يك نتيجه‎ عالي داشت؛ چرا كه از سويي، باعث يأس و نااميدي در اردوگاه دشمن مي شد - آن‎ها در جاهايي اعتراف كردند كه اين‎گونه برنامه ها ما را آزار مي داد؛ حتي در دوره اي شبكه‎هاي اسراييلي از پخش سخنان نصرا... منع شدند - و از سوي ديگر، اميد را به ميان نيروهاي مجاهد مي آورد. حزب ا... امروز در ترجمه به زبان عبري بسيار پيشرفت كرده و علاوه بر تلويزيون از راديو، نشريات و اينترنت هم براي مقابله استفاده مي كنيم. در چه كشورهايي خبرنگار و دفتر داريد؟ از آن‎جايي كه سياست ما مقابله با دشمن معلوم‎الحال اسراييلي است، بسياري از كشورهاي غربي مثل آمريكا و دوستان اروپايي‎اش تصميم به ممنوعيت پخش المنار در ماهواره‎هاي غربي گرفتند. حتي آمريكا اعلام كرد كساني كه در المنار كار مي كنند در ليست تروريست‎ها هستند، لذا داشتن خبرنگار در آن جا براي ما ممنوع است. در فرانسه مشكلات جدي داريم و نيز در بسياري از كشورهاي ديگر كه از بردن نام آن‎ها معذورم. ما در يك تحريم رسانه‎اي به‎سر مي بريم. در ايران چطور؟ ما در ايران دفتر داريم. فقط در ايران؟ طبيعتا خير، اما اجازه دهيد به دليل مسائل سياسي و امنيتي بيش از اين چيزي نگويم. به‎طور مختصر اين كه ما در يك تحريم رسانه‎اي به‎سر مي بريم، اما اين ماجراي تازه‎اي نيست، اتفاقي است كه چندي پيش هم براي شبكه العالم نيز رخ داد. اين يك قاعده است كه هركس آمريكا از او خوشش نيايد بايد سانسور شود. با شبكه‎هاي ديگر هم ارتباط داريد؟ بله، مانند العالم و الكوثر. البته نه فقط شبكه‎هاي ايراني كه با بسياري از شبكه ها ارتباط داريم، چه شبكه‎هاي جهان اسلام و چه غير آن. اگر موافق باشيد به جنگ 33 روزه و فعاليت‎هاي المنار در آن ايام بپردازيم. گويا در اوايل جنگ، ساختمان شبكه بمباران و منهدم شد؟ اسراييلي‎ها به دفعات در سال‎هاي گذشته اعلام كرده بودند كه المنار يكي از مواضع مهم مقاومت و حتي خط مقدم آن است. روشن است كه رسانه از مهم‎ترين ابزار جنگ است؛ لذا ما از قبل مي دانستيم كه اگر روزي جنگ شود، اسراييل ساختمان ما را منهدم خواهد كرد و براي آن برنامه‎ريزي كرده بوديم. از ابتداي جنگ هم مدام ما را تهديد مي كردند. خيلي از اين نكاتي كه مي گويم براي اولين بار است كه بيان مي شود؛ آن شبي كه ساختمان شبكه را بمباران كردند، من دبير تحريريه بودم و با احتساب نيروهاي امنيتي، 23 جوان در شبكه حضور داشتند و مشغول فعاليت بودند. بمباران باعث شده بود كه خروجي‎هاي اضطراري ساختمان هم مسدود شود، گرد و غبار فضا را پر كرده بود، اما المنار همچنان پخش مي شد. در همان هنگام كه شدت بمباران خيلي زياد شد، مفر كوچكي پيدا كرديم كه براي تهويه هوا بود و از طريق آن خارج شديم و در حالي كه بالاي سر ما هواپيماهاي جنگي و جاسوسي دشمن در حال پرواز بودند، به دفتر پخش احتياطي منتقل شديم كه از قبل براي چنين روزي در نظرگرفته بوديم. در واقع پخش شبكه فقط براي چند ثانيه قطع شد كه آن‎هم براي عمليات فني انتقال بود نه به‎خاطر بمباران. البته همين چند ثانيه دشمن را به اشتباه انداخت كه المنار تمام شد، اما ما بلافاصله روي آنتن آمديم و اعلام كرديم كه ساختمان شبكه منهدم شده و ما به مكان ديگري منتقل شده‎ايم. قطعا اگر آن‎هم منهدم مي شد، به جاي ديگري مي رفتيم و همين‎طور ده‎ها دفتر و مكان داشتيم. المنار قطع نشد و ان‎شاءا... نخواهد نشد. چقدر زمان برد تا به آن دفتر برسيد؟ به اين شكل نبود كه كار معطل ما باشد، بلكه تيم ديگري در آن جا منتظر و آماده بودند و با يك تماس تلفني كار خود را شروع كردند. اسراييل مكان احتياطي شما را پيدا نكرد؟ آن‎ها خيلي تلاش كردند، اما موفق نشدند. ما را تعقيب مي كردند و به دنبال دفتر بودند. ما مجبور بوديم تغييره چهره دهيم و لباس مبدل بپوشيم؛ حتي بعضي برادران ما لباس زنانه مي پوشيدند و به آن مكان مي آمدند. هواپيماهاي جاسوسي اسراييل مدام در حال پرواز بر فراز بيروت بودند، لذا ما گاهي مجبور بوديم ساعت ها در جايي مخفي شويم تا آن‎ها دور شوند و بعد از آن به مسيرمان ادامه دهيم. شرايط خيلي سختي بود. من به‎خاطر بعد مسافت منزل‎مان تا دفتر احتياطي، پاهايم تاول زد و اين اتفاق براي برادران ديگر هم رخ داد. اما نجات و پيروزي از جانب خدا شامل حال‎مان شد و جالب است بدانيد همين ماجرا باعث شد روحيه‎ مجاهدان و مردم بالا برود؛ حتي مي شود گفت خوشحالي مردم از پخش مجدد المنار كمتر از شادي آنان از موفقيت‎هاي نظامي در جنگ نبود. آيا در اين بمباران شهيد هم داشتيد؟ دو مجروح داشتيم، اما بحمدا... كسي شهيد نشد. آن چه دوست دارم بگويم موضوعي است كه خدا شاهد آن است؛ من در اثناي بمباران به حالت جوانان دقت مي كردم. در چهره هيچ‎كدام‎شان ذره‎اي ترس و نگراني نديدم. در ميان آن‎ها آرامش خاصي حاكم بود و اين بحث مطرح بود كه تا كي در ساختمان شبكه بمانيم. در اين ميان، مدير اخبار پيشنهاد داد كه بهتر است پنج نفر شهادت‎طلب بمانند و بقيه بروند؛ لذا خود ايشان، بنده، يك مجري معروف به نام علي مسمار و دو جوان ديگر مانديم و بقيه رفتند تا وقتي كه حملات، خيلي شديد شد كه ديگر ماندن را مفيد ندانستيم و در آخرين لحظات موفق شديم از آن جا خارج شويم. نكته‎اي باقي مانده كه علاقه‎مند باشيد آن را بيان بفرماييد؟ نكته‎ي ويژه‎اي كه خاطرم هست، پوشش سخنان سيدحسن نصرا... بود كه روحيه‎ رزمندگان را به‎شدت افزايش داد و هم‎چنين برنامه‎هايي كه براي اسراييلي‎ها پخش مي كرديم و رعب و وحشت در ميان آن‎ها به‎وجود مي آورد. ما در آن ايام سرودهاي حماسي بسياري هم پخش مي كرديم. در يك‎چنين جنگي بايد از تمام توان تبليغاتي خود استفاده كرد. همان‎طور كه دشمن در ميدان جنگ اين كار را كرد. مطلب مهم ديگر اين كه رهبر معظم انقلاب در يكي از سخنراني‎هاي‎شان 11 دقيقه درباره‎ المنار صحبت كردند كه اين براي ما خيلي شيرين بود. جمله معروفي هم سيدحسن نصرا... دارد كه بعد از آزادي جنوب لبنان گفت: «لولا المنار لضاع الانتصار»، اگر المنار نبود اين موفقيت بزرگ به چشم نمي آمد هفته نامه پنجره