:::: Haj rezvan ::::: بر مصر دلم امیری ای احمد! بر مصر دلم امیری ای احمد! ================================================================================ misagh on 13/04/1389 05:15:45 اختصاصی حاج رضوان: احمد متوسلیان، سید محسن موسوی، تقی رستگار و کاظم اخوان در 14 تیر 1361 ضمن دستگیری به ‌دست نیروهای مزدور رژیم صهیونیستی در پست بازرسی حاجز برباره در 40 کیلومتری شهر بیروت ناپدید شدند. 4 دیپلماتی که با گذشت 28 سال از اسارت آنها، هنوز اطلاع دقیقی از سرنوشتشان در دست نیست. و چه زیبا گفت احمد در پادگان زبدانی سوریه: ما روزي را نزديک خواهيم نمود که اسرائيل چنان بترسد و در فکر باشد که مبادا از لوله سلاحمان به جاي گلوله،پاسدار بيرون بيايد. باشد که ما شباهنگاهان بر سرشان بريزيم،چون عقابان تيز پروازي که شب و روز برايشان معنايي ندارد.باشد که آنجايي به هم برسيم که با گرفتن هزاران اسير از صهيونيست ها ثابت کنيم که با ايمانمان مي جنگيم،نه با هواپيما،نه با موشک سام،نه با تانک و توپ و آتشمان... اين حركت جديد ما نيز در منطقه نه صرفا به عنوان يك حضور سمبليك و صورى است، بلكه حضور ما در اين منطقه، عمل نيز در پى دارد. با اسراييل وارد جنگ خواهيم شد و عمليات‏مان را عليه آنها شروع خواهيم كرد. هر كس با ماست؛ بسم‏الله! هر كس با ما نيست، خداحافظ! گر کشته و گر اسیری ای احمد! در خاطر من نمیری ای احمد! تا چرخ به دور خویش می چرخد بر مصر دلم امیری ای احمد! **** ای با نفس امام خو کرده زان رایحه کسب آبرو کرده سرمست ز باده ی کلام او توفیق شهادت آرزو کرده **** یک قوم تو را شهید می خوانند یک قوم تو را اسیر می دانند اما چه کنم؟ که ناجوانمردان تصویر تو را ز خویش می رانند **** ای بلبل در چمن نگنجیده ! ای یوسف در وطن نگنجیده! ای نور دو چشم پیر کنعانی زندانی در بدن نگنجیده **** تو کیستی ؟ آن که نور نوشیده پیراهنی از حضور پوشیده تندیسه غیرت و جوانمردی بر ظلمت شام غم خروشیده **** من کیستم؟ آن که در وطن مانده بند حجاب خویشتن مانده چشمی به در امید خشکیده در حسرت بوی پیرهن مانده **** ای زمزم کوثری مرا دریاب وی پنجه حیدری مرا دریاب دستانم هر تپش عطش دارد وی لطف برادری مرا دریاب **** در یاب که بی تو سخت در ماندم در مصر غم تو دربه در ماندم از پیرهنت حوالتی بفرست بی برگ عبور ، پشت در ماندم **** ای جبهه به خاک جبهه ها سوده د رمعرکه ها دمی نیاسوده وی اسوه ی استقامت و ایثار د رمصر شکنجه ها نفرسوده **** ای گمشده حصار پیچیده وی ماه به شام تار پیچیده ! دستان کدام فتنه رویت را در پرده ای از غبار پیچیده