دغدغههاي رژيم صهيونيستي از خروج آمريكا از عراق
رژيم صهيونيستي با نگراني وصف ناپذيري قصد دولت آمريكا مبني بر خروج نيروهاي آمريكايي از عراق طي سال جاري را دنبال ميكند.
پايگاه اطلاع رساني "المشهد الاسرائيلي " در شماره اخير خود به تصميم اخير دولت آمريكا مبني بر خارج كردن نيروهايش از عراق طي سال جاري را دنبال ميكند. بنا به اهميت موضوع اين پايگاه طي مقالهاي به بررسي ديدگاه تحليلگران برجسته نظامي و سياسي رژيم صهيونيستي در اين زمينه پرداخته كه نظرات آنها عينا جهت اطلاع نقل ميشود.
المشهد در مقدمه و در ابتداي بحث تلاش دارد، نگاهي كلي به مسئله خروج نيروهاي آمريكايي از عراق و دلنگرانيهاي رژيم صهيونيستي به اين خروج بياندازد و در اين باره مينويسد:
بر اساس مجموعه تحليلها و تفسيرهايي كه اخيرا به اين موضوع پرداختند، نگراني رژيم صهيونيستي صرفا به خاطر عدم حضور نيروهاي آمريكايي در منطقه استراتژيكي چون خاورميانه نيست، بلكه به اعتقاد مقامات اين رژيم اين عقبنشيني دشمنان اسرائيل را جري خواهد كرد و جري شدن صرف بروز يك چالش را در بر نميگيرد، بلكه چالشها و به زباني گوياتر خطرهاي بيشماري را به دنبال خود در پي خواهد داشت كه در راس آنها بايد از امكان بازگشت عراق به ايفاي نقش در جبهه عربي ياد كرد. اين درحالي است كه چندي پيش يك گزارش اطلاعاتي - صهيونيستي همزمان با خروج نيروهاي آمريكايي از عراق از احتمال سر بر آوردن خطري به نام "جبهه شرقي " سخن به ميان آورده بود.
المشهد به اين ترتيب نتيجه ميگيرد كه عقبنشيني آمريكا از عراق بهويژه اگر در قالب شكست و ناكامي و نه پايان ماموريت انجام شود، دروازه عراق را به روي احتمالات و گزينههاي بيشماري خواهد گشود كه هيچيك از آنها مورد پسند و رضايت رژيم صهيونيستي نخواهد بود.
اين پايگاه اطلاع رساني معتقد است، اولين بازتاب خروج آمريكا از افزايش نفوذ ايران در اين كشور خواهد بود كه به دنبال خود امكان دسترسي ايران به جبهه شمالي رژيم صهيونيستي با گذر از سوريه و لبنان را فراهم خواهد ساخت و اگر تاكنون اين آمريكا بوده كه با حضور در عراق سد و مانعي ميان ايران و رژيم صهيونيستي ايجاد نموده، با خروج خود از عراق ديگر چنين مانعي نيز وجود نخواهد داشت و ميتوان گفت ايران و رژيم صهيونيستي رو در روي هم قرار خواهند گرفت.
• قدرت هستهاي ايران و توان اين كشور در ايجاد دگرگونيهاي استراتژيك در منطقه
المشهد به اين ترتيب به اين دغدغه مهم رژيم صهيونيستي اشاره ميكند كه خروج آمريكاييها از عراق اين كشور را به دروازه چالشها و خطرها براي اين رژيم تبديل خواهد كرد و در راس اين خطرات و چالشها بيشك قدرت هستهاي ايران و توان اين كشور در ايجاد دگرگونيهاي استراتژيك در منطقه قرار دارد.
اما به اعتقاد المشهد بازتاب اين خروج فقط خطرات متصوره از كشورهاي منطقه را در بر نميگيرد، بلكه مهمترين بازتاب فرامنطقهاي خروج نيروهاي آمريكايي از عراق و در پي آن از افغانستان افول محبوبيت و پشتيباني و حمايت از آن در آمريكا چه در ميان يهوديان اين كشور و چه در ميان شهروندان آمريكايي است، بهويژه آنكه رژيم صهيونيستي به شدت احساس ميكند قدرت بازدارندگي خويش رو به افول نهاده و به تصور خويش چون گذشته قدرتمند نمينمايد.
در ادامه اين مقاله به ايدهها و نظرات "ساموئل روزنر " تحليلگر امور آمريكا در زمينه تاثير عقبنشيني نيروهاي آمريكايي از عراق بر رژيم صهيونيستي ميپردازيم، وي در اينباره ميگويد:
از همان ابتدا "باراك اوباما " رئيس جمهور آمريكا مخالف جنگ در عراق بود و همين امر موجب گشت تا بارها و بارها وعده خروج نيروهاي آمريكايي از اين كشور را بدهد و تاكيد كند، بايد نگاهها را متوجه افغانستان كانون مهمتر نماييم و اكنون او ميخواهد به وعده خود عمل كند.
روزنر ميافزايد: پس از كش و قوسهاي فراوان سرانجام تصميم گرفته شد و مقرر گرديد، دولت آمريكا در قبال خروج نيروهاي آمريكايي از عراق سربازان خود را در افغانستان افزايش دهد و بر ميزان حضور نيروهايش در اين كشور بيفزايد.
اين تحليلگر امور آمريكا در اين زمينه به كتابي تحت عنوان "وعده " اشاره ميكند كه سه ماه پيش در آمريكا چاپ و منتشر گرديد، نويسنده در اين كتاب ضمن تحسين اوياما به خاطر وفاي به وعدهاش در خروج از عراق به اين نكته اشاره ميكند كه بيشك مهمترين عامل تاثير گذار بر خروج نيروهاي آمريكايي از عراق تصميم و اقدام جورج بوش به افزايش تعداد و حضور اين نيروها در اين كشور بود كه از همان ابتدا اوباما و ديگر دموكراتها به آن اعتراض داشتند و مخالف آن بودند.
اين نويسنده كه كسي به جز "جوناتان آرتور " خبرنگار مجله "نيوز ويك " نيست، در كتاب خود مينويسد: اگر اوباما در سال 2009 تاكيد نميكرد كه به وعده خود مبني بر خروج نيروهاي آمريكايي طبق جدول از پيش زمانبندي شده عمل ميكند، بيشك تعداد سربازان كشته شده آمريكايي در عراق طي سال فوقالذكر كاهش 50 درصدي را در مقايسه با سال پيش از آن يعني سال 2008 ثبت نميكرد و سال 2009 سالي بسيار سختتر از سال 2008 براي آمريكاييها مينمود.
سپس روزنر ميافزايد: جلساتي كه اوباما طي اولين سال بدست گرفتن قدرت در آمريكا برگزار نمود، اين فرصت را به وي داد تا با تمركز بيشتري به موضوع عراق بپردازد و اقدام به آن چيزي نمايد كه اين تحليلگر امور آمريكا آن را "اصلاحات داخلي " مينامد.
بر اين اساس روزنر ادعا ميكند، اين جورج بوش بود كه با افزايش تعداد نيروهاي آمريكايي در عراق و ايجاد بحران در اين زمينه در آمريكا براي اوباما زمينه اصلاحات را فراهم ساخت.
همچنين روزنر به اين نكته اشاره ميكند كه اين اقدام اوباما بازتابهاي مختلفي از خود در ميان آمريكاييها بر جاي گذاشت، از جمله اين واكنشها اين كه از زمان كاهش تعداد سربازان كشته شده آمريكايي در عراق ميزان توجه مردم آمريكا و خشم آنها نسبت به اين جنگ نيز كاهش يافت.
روزنر در اين باره به سخنان "برايان كاتوليس " از مركز تحقيقاتي و پژوهشي "پيشرفت آمريكا " استناد ميجويد كه درباره اهميت عراق گفته بود، اين كشور در رده دوازدهم اولويتبنديهاي آمريكا قرار دارد و به اعتقاد او اگر در اين ميان اوباما از عراق سخني به ميان ميآورد، هدف منحرف كردن افكار عمومي آمريكا از جنگ افغانستان است كه بر اساس آخرين نظرسنجي مركز گالوپ 62 درصد آمريكاييها معتقدند، جنگ در افغانستان آنگونه كه بايد پيش نميرود و 43 درصد هم عنوان كردهاند، اين جنگ از پايه و اساس اشتباه بوده و فقط 36 درصد شهروندان آمريكايي اعتقادي غير از اين دارند و از سياستهاي آمريكا در افغانستان حمايت ميكنند.
او در اين باره تاكيد ميكند: دل نگرانيهاي رژيم صهيونيستي به دليل خروج نيروهاي آمريكايي از عراق به هيچ عنوان اهميتي براي آمريكا ندارد، چرا كه اگر غير از اين بود، هنگامي كه يكي از روزنامه صهيونيستي طي مقالهاي به نام "نگراني در قدس " از دلواپسيهاي مقامات صهيونيستي از خروج از عراق سخن گفته بود، كاخ سفيد در پاسخ تاكيد نميكرد كه تصميم در اين زمينه گرفته شده و مقامات اين رژيم را زير سوال نميبرد، كه چرا تا سال گذشته اسرائيل از اين دغدغهها سخني به ميان نميآورد، چرا وقتي "ايهود باراك " وزير جنگ رژيم صهيونيستي كه چند روز پس از اعلام اوباما مبني بر خروج از عراق از واشنگتن ديدار ميكرد، سخني از صرفنظر كردن از عقبنشيني به ميان نياورده بود و حالا اين مقامات لب به سخن ميگشايند و از دغدغههاي خود ميگويند.
اين تحليلگر امور آمريكا در ادامه با اشاره به خشم و غضب مقامات آمريكايي از اين واكنش رژيم صهيونيستي در آستانه خروج نيروهاي آمريكايي از عراق به سخنان يكي از مسئولان كاخ سفيد اشاره ميكند كه در اين باره به صهيونيستها گفته بود: "اگر كارها را به دست شما بسپاريم شما به خاطر منافعتان اجازه نخواهيد داد، حتي يك سرباز آمريكايي هم نه تنها از عراق كه از هيچ نقطه جهان عقبنشيني نكند " و تنها چند ساعت پيش از ايراد اين سخنان اين مقام آمريكايي ارتش رژيم صهيونيستي در مرزها با نيروهاي لبناني درگير ميشود تا شايد به مقامات آمريكايي ياد آوري كند، خروج از عراق به چه بهايي براي آمريكاييها تمام خواهد شد و همين كاخ سفيد را وا ميدارد با تشكيل جلسهاي فوقالعاده راههاي جلوگيري از بروز يك جنگ جديد در خاورميانه و ورود به بحراني ديگر در اين منطقه را بررسي كند.
روزنر معتقد است، صهيونيستها عمدا دست به اين اقدام زدند تا به اوباما ياد آوري كنند، اتخاذ تصميم خروج از عراق ممكن است براي وي به همين راحتي انجام نشود.
با اين وجود وي با اين كه بسان صهيونيستها معتقد است، خروج آمريكا از عراق فرصت و زمينه مناسبي به حزبالله و سوريه و ايران ميدهد و اين خطر بزرگي براي امنيت رژيم صهيونيستي تلقي ميشود و بر دل نگرانيهاي دولت آمريكا ميافزايد، اما تاكيد ميكند، آمريكا بايد از عراق خارج شود.
در ادامه به بررسي دغدغههاي رژيم صهيونيستي از خروج نيروهاي آمريكايي از عراق به ديدگاههاي "يعقوب آميدور " ژنرال ذخيره ارتش رژيم صهيونيستي ميپردازيم.
وي در اين باره ميگويد: اوباما تاكيد كرد كه در آستانه برگزاري انتخابات ميان دورهاي كنگره آمريكا خروج نيروهاي آمريكايي از عراق را آغاز خواهد كرد و پس از آن تنها 50 هزار سرباز در عراق باقي خواهد گذاشت تا آموزش ارتش عراق را ادامه دهند و بر اين اساس وظيفه رويارويي با تروريسم داخلي و خارجي برعهده عراقيها خواهد بود.
آميدور ميافزايد: آمريكا درحالي نيروهاي خود را از عراق خارج ميكند كه بر همگان ثابت گشته، روياي تشكيل امپراتوري آمريكا در آنجا امري محال و غير ممكن است. آمريكاييها با اين كه توانستند، رژيم "صدام حسين " را ساقط كنند، اما در آنجا با چالشهاي بسيار بزرگي مواجه شدند، از جمله تفاوتهاي فرهنگي و جمعيتي كه به دنبال خود تفاوتهاي سياسي را در اين كشور به دنبال داشت و بيش از آنكه اين تفاوتها تعجب و شگفتي جهانيان را برانگيزد، علامت سوالهاي بيشماري در اذهان آنها بوجود آورد و همين تفاوتها موجب گشت عراق در گرداب اختلافات و جنگهاي شديد داخلي گرفتار آيد، به همين رو به نظر ميرسد، خروج آمريكا از عراق درپي خود نفوذ ايران از يك سو و عربستان از سوي ديگر را به دنبال داشته باشد و اگرچه نفوذ عربستان نميتواند، خطر چنداني براي اسرائيل در عراق تلقي شود، چون اسرائيل بارها ثابت كرده كه به راحتي ميتواند، با عربها كنار بيايد، اما نفوذ ايران در كنار دستيابي آن به قدرت هستهاي بسيار نگران كننده است، بويژه آنكه سوريه نيز از اين نفوذ بيبهره نخواهد ماند.
• مردم آمريكا از به دوش كشيدن بار سنگين جنگ خسته شدهاند
آميدور با اشاره به تلفات آمريكاييها در دو جنگ عراق و افغانستان كه نه تنها دولت آمريكا كه ناتو را نيز خسته كرده و با استناد به خروج 1900 سرباز هلندي از افغانستان تاكيد كرد: آمريكا امروز بار سنگين جنگ در دو كشور عراق و افغانستان را با گسيل نمودن حدود 100 هزار سرباز به اين دو كشور بر دوش ميكشد و اين باري است كه مردم آمريكا از به دوش كشيدن آن خسته شدهاند، بويژه آنكه به نظر ميرسد، آمريكا آنگونه كه بايد نتوانسته اهداف خود را در اين دو جنگ محقق نمايد، به همين دليل آمريكا و همپيمانانش جداي از سرخوردگي داخلي در بعد بينالمللي نيز دريافتهاند كه بسان گذشته جامعه بينالمللي با آنها در جنگهايشان عليه تروريسم همدردي و همراهي نميكند و در بعد داخلي نيز بويژه در مورد افغانستان، افغانيها اعتماد خود را به آنها و كارايي سربازانشان از دست دادهاند.
اين تحليلگر نظامي معتقد است، شكست در افغانستان و عراق پيام بزرگي براي آمريكا و به دنبال آن اسرائيل و آينده آنها درمنطقه به دنبال دارد كه در تشديد صبغه اسلامي منطقه نمود پيدا ميكند و اين بيش از آنكه خطري را متوجه آمريكا نمايد، متوجه اسرائيل و امنيت آن خواهد كرد، بويژه اگر در اين ميان اسرائيل بخواهد از كرانه باختري عقبنشيني كند كه بيشك بيش از همه اين امر تقويت بيش از پيش حماس را درپي خواهد داشت و اين به هيچ وجه خوشايند اسرائيل نيست.
آميدور در پايان تاكيد ميكند: بيشك عقبنشيني آمريكا از عراق تاثيري منفي بر امنيت داخلي و خارجي اسرائيل خواهد گذاشت، چون آمريكايي كه خواهان مقابله با القاعده نيست، چگونه ميتواند براي امنيت اسرائيل بجنگد، اينجا است كه بايد فقط بر ارتش اسرائيل تكيه و تا جايي كه در توان داشت آن را تقويت نمود، چون عصر عقبنشينيهاي بزرگ به اسرائيل ثابت خواهد كرد، بيش از پيش به نيروي نظامي نياز پيدا خواهد كرد.
در ادامه اين مقاله به ديدگاههاي "بن يشاي " تحليلگر نظامي پايگاه اطلاع رساني روزنامه صهيونيستي "يديعوت آحارونوت " ميپردازيم كه ميگويد:
به اعتقاد من عقبنشيني نيروهاي آمريكايي كه "باراك اوباما " رئيس جمهوري آمريكا از آن سخن گفته و اعلام كرده تا پايان ماه جاري آن را به اجرا خواهد گذاشت، آنگونه كه بيان شده يك فاجعه براي اسرائيل نيست، چون مقامات اسرائيل انتظار چنين اقدامي از سوي اوباما را داشتند و بايد تاكيد كرد كه اين اقدام بيشك مصداقيت اوباما را به عنوان رئيس جمهور آمريكا در ميان مردم اين كشور افزايش خواهد داد و او بدين وسيله به آنها ثابت خواهد كرد، مستحق اعتماد آنها بوده است.
بن يشاي در اينباره ميگويد: از ديدگاه صهيونيستي اقدام آمريكا تغييري در واقعيتهاي موجود ايجاد نميكند، اما در بلند مدت ميتواند باعث تغيير و تحولات استراتژيك نگران كنندهاي شود، اگر ايران بتواند به دليل اين عقبنشيني جاي پاي خود و همپيمانانش را در عراق مستحكم نمايد، قدرت مييابد تا نيروهاي نظامي خود را به سوي اسرائيل روان سازد و كمك به حزبالله براي اين كشور بسيار راحتتر از وضعيت كنوني خواهد شد.
وي ميافزايد: برنامهريزي براي عقبنشيني عملا از سال گذشته در وزارت دفاع و ستاد فرماندهي نيروهاي آمريكا در عراق آغاز شد و در اين چارچوب 29 پايگاه اصلي نيروهاي آمريكايي در عراق تخليه گرديد و در حال حاضر تنها 23 پايگاه كوچك وجود دارد كه نيروهاي آمريكايي در آنها حضور دارند كه آنها نيز تخليه و نيروهايش به افغانستان منتقل خواهند شد، بر اين اساس بايد گفت ستاد فرماندهي نيروهاي آمريكايي در عراق همان كاري را انجام ميدهد كه ستاد فرماندهي جبهه شمالي در سال 2000 و در دوره زمامداري "ايهود باراك " دست به آن زد و بواسطه "گابي اشكنازي " اقدام به تخليه نيروهاي اسرائيلي از كمربند امنيتي جنوب لبنان نمود.
بن يشاي تاكيد ميكند: ميتوان به راحتي دريافت كه مسئله تخليه عراق و درسهايي كه اشكنازي از تخليه كمربند امنيتي جنوب لبنان گرفته از جمله موضوعات مهم مورد بحث "گابي اشكنازي " رئيس وقت ستاد مشترك ارتش رژيم صهيونيستي با ژنرال "مايكل مولن " همتاي آمريكايي خود بوده و آمريكاييها اكنون همان سياستي را پيش گرفتهاند كه اسرائيل سال 2000 پيش گرفته بود و همچنان به تخليه عراق و عقبنشيني از اين كشور ادامه ميدهند و به نظر ميرسد، در 31 مي با خارج شدن هزاران سرباز آمريكايي از عراق عمليات تخليه به پايان برسد.
وي با اشاره به اقدام اوباما در اين باره معتقد است، دولت آمريكا با اين اقدام خود اهداف چندي را دنبال ميكند، از جمله اين كه تثبيت و تحكيم موقعيت و جايگاه اين كشور در حزب دموكرات در آستانه انتخابات ميان دورهاي كنگره و تحت فشار قرار دادن و به عبارتي اعتراف بغداد به عدم توانايي در كنترل امور تا بازگشت آمريكاييها به اين كشور را به گونهاي ديگر موجب گردد، چون از انتخابات مارس سالجاري تاكنون هنوز احزاب و جناحها و جريانهاي سياسي فعال در عراق هنوز موفق نشدهاند، به توافقي در زمينه تركيب و ساختار دولت جديد برسند و اين زمينه را براي يك جنگ خانگي ديگر در عراق آماده ميكند.
بن يشاي با اشاره به اين نكته كه نه ايران و نه آمريكا و حتي سوريه و عربستان به دليل داشتن منافع بسيار در عراق خواستار بروز چنين جنگ خانگي نيستند، ميافزايد: تنها طرف سود برنده از اين شرايط سازمان القاعده است تا آتش جنگهاي طايفهاي را در اين كشور دامن بزند.
وي تاكيد ميكند، شايد اوباما با خروج خود از عراق خواسته اين پيام را به افغانها بدهد كه زمان خروج نيروهاي آمريكايي از افغانستان هم چندان دور نخواهد بود و شايد يك يا دو سال ديگر نوبت خروج از افغانستان هم برسد و بدين وسيله مقداري از نفرت افغانها از نيروهاي امريكايي را بكاهد.
يشاي در پايان با اشاره به بازتاب دو پهلوي خروج نيروهاي آمريكايي از عراق بر اسرائيل مينويسد: اگر خروج نيروهاي آمريكايي از عراق با تشكيل و تثبيت اوضاع داخلي در عراق همراه باشد، بيشك جايگاه آمريكا در منطقه تقويت خواهد شد و اين به نفع اسرائيل است، اما اگر اين خروج با تشديد بحرانها و بروز يك جنگ خانگي ديگر در عراق همراه باشد، بايد منتظر زير سوال رفتن وجه آمريكا در منطقه و از دست رفتن جايگاه گذشته اين كشور در خاورميانه بود و آن وقت است كه مقامات اسرائيل بايد در انديشه چالشها و خطراتي باشند كه موجوديت و امنيت اسرائيل را به شدت به خطر خواهند انداخت.
در انتهاي اين مقاله به بررسي ديدگاههاي "زلمان شوفال " سفير پيشين رژيم صهيونيستي در آمريكا خواهيم پرداخت، وي در اين باره معتقد است: سخنان دراماتيك "باراك اوباما " رئيس جمهور آمريكا مبني بر خروج از عراق بيش از آنكه عراقيها را مورد خطاب قرار دهد، شهروندان آمريكايي را مورد خطاب قرار داد.
مشاوران سياسي و نه حرفهاي اوباما تصميم گرفتند تا به رئيس جمهور آمريكا پيشنهاد دهند، نيروهاي آمريكايي را پيش از انتخابات ميان دورهاي كنگره از عراق خارج كند تا به نظر آمريكاييها اينگونه بنمايد كه به وعده خود وفادار بوده است و همانطور كه ميدانيد، آمريكا تنها كشوري نيست كه ملاحظات سياست داخلي بر ملاحظات سياسي ديگرش از جمله ملاحظات استراتژيك اولويت داشته باشد.
اما به اعتقاد شوفال آنچه نگران كننده مينمايد، اوضاع آمريكا نيست، بلكه اوضاع داخلي عراق درپي اتخاذ اين تصميم است، وي در اين باره تاكيد ميكند: به محض خروج نيروهاي آمريكايي از عراق بيشك شاهد تشديد خشونتها و اختلافات ميان طوايف و پيروان اديان مختلف اين كشور خواهيم بود، در آن زمان است كه بايد انتظار تشديد شكافهاي داخلي در اين كشور را داشت: شيعه عليه شيعه، سني عليه سني، سني عليه شيعه و همه عليه كردها و بالعكس و در آن صورت است كه پنج هزار سرباز آمريكايي باقي مانده در عراق بيش از پيش در معرض حملات تروريستي قرار خواهند گرفت كه رهآورد مثبتي براي آمريكا در منطقه به همراه نخواهد داشت.
وي در اثبات ادعاي خود درباره تهديد جايگاه و موقعيت آمريكا در منطقه به سخنان يكي از مقامات بلند پايه پيشين آمريكايي استناد ميجويد كه پس از سخنراني اوباما در زمينه خروج از عراق گفته بود: "القاعده و طالبان هم به سخنراني اوباما گوش دادند " و تفسير آنها از سخنان وي اين بوده كه اين هم يكي ديگر از نشانههاي ضعف آمريكا است.
در حقيقت زلمان شوفال تلاش ميكند، بدين وسيله وضعيت آمريكا را به وضعيت اسرائيل پس از عقبنشيني از جنوب لبنان و اسرائيل پس از قطع ارتباط يكجانبه با نوار غزه تشبيه كند و در اينباره ميگويد: همانگونه كه حزبالله ادعا كرد اسرائيل را از جنوب لبنان بيرون رانده و حماس مدعي شد، موجب عقبنشيني اسرائيل از غزه شده است، بيشك طرفهاي تروريستي در عراق نيز تصور خواهند كرد كه اين آنها بودهاند كه آمريكا را وادار به خروج از عراق نمودهاند و در اين موضوع نه واقعيتها كه برداشتها و تصورات هستند كه اهميت دارند و تنها سود برنده از اين شرايط ايران است.
سفير پيشين رژيم صهيونيستي در آمريكا با اشاره به اين كه خروج آمريكا از عراق پيامهايي براي مقامات اين رژيم نيز دارد، گفت: پيام اين خروج، آشكار و قابل تامل در دو كلمه است "جبهه شرقي " و اين طلب ميكند، مقامات رژيم صهيونيستي براي آينده در انديشه آمادگي نظامي و امنيتي بسيار فراتري از آنچه اكنون در آن قرار دارند، باشند.
شوفال ميافزايد: در حال حاضر كشور اردن دورترين عمق استراتژيكي اسرائيل است و به نظر ميرسد، دره اردن آخرين خطي باشد كه اسرائيل با بهرهگيري از آن مانع نفوذ شهادت طلبان به سرزمينهاي اشغالي شود، همين يك عامل و بدون توجه به عوامل ديگر كفايت ميكند كه در تمام مذاكرات سازش با فلسطينيها مقامات صهيونيستي بر استيلا بر دره اردن پافشاري نمايند. اگرچه فلسطينيها تمايل دارند، نيروهاي چند مليتي در اين منطقه مستقر شوند، اما تجربه عدم كارآيي اين نيروها را به ما ثابت كرده است.



نظرات (0 ارسال شد):
نظر خود را ارسال کنید